تبليغاتX
سایت جامع آموزش کوهنوردی

سایت جامع آموزش کوهنوردی

آناپورنا 8091 متر

دیواره جنوبی آناپورنا با حدود سه هزار متر ارتفاع یکی از چالش گرترین دیواره ها بر روی کوه های بلند محسوب می شود . اجرای اولین صعود به شیوه "Big wall" بر روی این کوه توسط کوهنوردان انگلیسی در دهه 60 میلادی نیز به شهرت این دیواره افزوده بود.( آناپورنا همچنین اولین قله 8000 متری است که توسط کوهنوردان صعود شده است).

کوه غول - Ogre

نامگذاری هر کوهی دلیل خاصی دارد. و با شنیدن نام هر کوه و دانستن معنی آن شاید بتوان جنبه ای از حالت کوه را بدون دیدن آن احساس کرد.

همان گونه که نانگاپاربات را کوه عریان می نامند و اورست نام اصلیش الهه مادر برف ها است . اما نام غول(orge) براستی شایسته این کوه رفیع 7285 متری است .

این قله در قره قورم واقع شده و بسان غولی عظیم چشم براه کسانی است جرات مصاف با آن را در خود می یابند. اولین صعود این قله فنی و سرسخت توسط سر کریس بانیگتون کوهنوردی و نظریه پرداز بزرگ انگلیسی به همراه داگ اسکات در سال 1977 انجام شد.

آن ها بروش آلپی و طی چهار روز موفق شدند به قله این کوه صعود کنند. اما بازگشت آن ها براستی از صعود قله دشوار تر بود.بر اثر کنده شدن کارگاه تنها چند ده متر پایین تر از قله هر دو پای داگ اسکات می شکند!!! در ارتفاع بالای 7000 متر بدون هیچ طناب ثابتی در مسیر و امید به رسیدن تیم امداد.

اما این دو کسانی نبودند که تسلیم یاس و نا امیدی شوند. تجارب قبلی آموزش ها و توان روحی و جسمی که طی سال ها کوهنوردی در رفیع ترین قلل دنیا کسب نموده بودند در این کوه به محک تجربه گذاشته شد.

و حاصل آن چه شیرین بود. آن دو توانستند طی شش روز زنده به کمپ اصلی خود جایی که دو نفر دیگر اعضای تیم حضور داشتند برسانند.

orgeبعد از این صعود بین کوهنوردان بسیار معروف شد اما تا 22 سال بعد روی خوش به هیچ کوهنوردی نشان نداد! 22 سال و بیش از 15 تیم از برترین سنگنودان و هیمالایانوردان دنیا تلاش کردند به این کوه سر سخت صعود کنند اما هر بار این غول بود که پیروز می شد!

در سال 1999 بالاخره براردان "هوبر" موفق به شکستن دوباره دندان این غول سرکش شدند. آن ها در صعود خود از تمام امکانات و ابزار دیواره نوردی استفاده نمودند. صعود بانیگتون و اسکات با توجه به زمان اجرا و کیفیت آن یکی از نمونه های درخشان صعود های آلپی در کوه های بلند محسوب می شود.

shipton spire

شاید اطلاق لقب نگین پنهان قره قورم به این کوه سنگی رفیع و زیبا بهترین عنوانی باشد که بتوان بر آن داد . زیرا تا وقتی که کسی دقیقا در روبروی این دیواره بلند و قله 5900 متری آن نه ایستاده باشد نمی تواند آنرا ببیند.

در پشت مجموعهTrango Towers و به فاصله چند ساعت راهپیمایی یکی از زیباترین دیواره های دنیا قرار دارد. دیواره ای که هنوز کیسه بار کوهنورد فقید ژاپنی که قصد صعود آن انفرادی آن را داشت بر رویش آویزان مانده است .

این مناظر عظیم گرانیتی که از دل یخچال سر به آسمان کشیده امروزه بعنوان یکی از بهترین مکانهای صعود دیواره ای بلند در دنیا تلقی می شود. از سال 1992 توجه سنگنوردان به این دیواره بزرگ جلب شد و یک تیم آمریکایی سعی در صعود ان نمود.

این تلاش در 250 متری قله بعلت هوای بد ناکام ماند . در سال 1995 کوهنورد ژآپنی Ryuchi Taniguchi قصد صعود انفرادی این دیواره را نمود که متاسفانه بعلت ریزش های شدید سنگ کشته و به پایین دیواره پرت شد. تیم آمریکایی مجددا در سال 1996 به قره قوروم بازگشت و موفق شد با صعود 36 طول طناب تا 10 متر آخر دیواره را صعود کند! 10 متر آخر در آن سال یک نقاب برفی بسیار شکننده و خطر ناک بود.

در حالیکه اگر از آن فاصله یک گلوله برفی پرتاپ می کردند آن گلوله به قله می خورد آنها ترجیع دادند ریسک را قبول نکنند و راه برگشت را بدون ایستادن بر فراز قله در پیش گرفتند.

مطبوعات و جامعه خبری در بازگشت آنها جنجال بسیار بزرگی را آفریدند که در آن اولین صعود بدون ایستادن بر فراز قله نقد شده بود. جدل های بسیار زیاد و هیاهوی بسیار بر سر هیچ . دو کوهنورد جوان آمریکایی مارک سینوت و جراد اودگن در سال 1997 بدون توجه به این هیاهو و مسایل حاشیه ای و بدون اعتنا به اولین بودن در سال بعد برای صعود مناره شیتون عازم شدند. آنها دو نفره مسیر خود را تا قله صعود کردند. مارک سینوت در سایت خود گرازش بسیار زیبایی را از این صعود فوق العتده به رشته تحریر در آورده است .

صعودی زیبا با شب مانی های متعدد بر روی دیواره که در آخرین مرحله طی 24 ساعت صعود و فرود مدام تکمیل شد. مارک سینوت می گوید: در آخرین بخش من تکه سنگی را دیدم که آنرا از عکس تیم سال قبل بعنوان آخرین مرحله صعود بیاد داشتم . از آن بالا رفتم برفی که سال قبل بصورت سست و خطرناک بود به یمن زمستان سرد هم اکنون بصورت یک سطح صاف و مستجکم در آمده بود .

بالای آن یک تکه سنگ کوتاه بود که بنظر می رسید قله اصلی باشد . از آن بالا رفتم و دیدم قله چند متر آنطرف تر است . بالاترین بخش قله حالتی داشت که نمی شد بر روی آن ایستاد و امکان نصب حمایت میانی هم نداشتم . از یک بلوک سنگی برای خودم یک حمایت گرفتم و به قله نزدیک شدم. هوا نیمه تاریک بود و من در جایی ایستاده بودم که ار کمپ اصلی بسیار دست نیافتنی بشمار می آمد.

شصت ثانیه بعد مسیر را برگشتم(Down Climb) تا جراد به قله برود.بازگشت آنها تا پاسی از شب طول کشید. آنها در بازگشت هیچ گاه خود را درگیر بحث های اولین صعود نکردند. کوهنورد ایتالیایی ماریو بوبو در سال 2001 موفق شد بر روی این دیواره صعودی اعجاب آور انجام دهد.

مسیر Woman And Chalk اولین مسیر 5.13 بود که در ارتفاع بالای 5000 متر صعود می شد.

ChangaBang چانگابانگ 

چانگابانگ در مقیاس گران کوه های هیمالیا کوه بلندی نیست . اما سختی صعود و دیواره ای یخ آجین شده ، آن را تبدیل به یکی از با ارزش ترین کوه های فنی برای صعود ساخته است . اولین صعود این کوه توسط کوهنوردان انگلیسی به سرپرستی "سر کریس بانیگتون " در سال 1974 انجام شد.

از آن سال جبه های مختلف این کوه شاهد تلاش گلچینی از برترین آلپینیست های جهان بود که هر یک موفق به اجرایی صعودی زیبا شدند. چانگابانگ کوه برترین ها بوده و هست .اما جبهه شمالی پر هیبت این کوه اجازه هیچ صعودی را به هیچ کوهنوردی نداد .

در سال 1997 چهار کوهنوردانگلیسی و آمریکایی برای صعود این جبهه عازم چانگابانگ شدند.

آنها موفق شدند ظرف 10 روز صعود و فرود حماسی این دیواره سرکش را مقهور اراده خودنمایند. این صعود با تاکنیک آلپی انجام شد و آنها با فاصله دو روز از یکدیگر به سمت دیواره حرکت نمودند.

در روز چهارم تیم دوم به تیم اول رسید و آنها ادامه مسیر تا بخش های انتهایی با یکدیگر طی نمودند. میزان توانایی آنها در این صعود شگفت آور است . یکی از اعضای تیم دچار مشکل می شود و سه نفر بقیه با فداکاری او را حمایت می کنند.

بعد از صعود قله در هنگام فرود در حالیکه کمتر از یک طول طناب با بخش ایمن تر مسیر فاصله داشتند . کارگاه مناسبی پیدا نمی کنند. "برندان مورفی " عضو جوان و شاخص تیم برای برپایی کارگاه چند متر به سمت راست تراورس می کند.

حالت یخ برفی مسیر به او اجازه زدن پیچ یخ را نمی داد . او 20 دقیقه تلاش می کند و در نهایت فریاد می زند: - من یه پیچ محکم زدم . بیاین اینجا ما حالا یه کارگاه مطمئن داریم . بقیه اعضای تیم از حضور و بودن او شادند. هر جا که مشکلی بود هر جا که کسی احتیاج به کمک داشت این "برندان " بود که آماده کمک بود.

ناگهان سکوت دیواره را غرش بهمنی بزرگ می شکند . یک دو سه بهمن به سمت آنها از بالا سرازیر می شود. آنها فریاد می زنند "برندان " او هم بهمن رادیده بود اما هیچ تسمه و ابزاری نداشت که خود را به پیچ یخ متصل کند .

نا امیدانه تلاش کرد پیچ یخ را با دست بگیرد. اما بهمن قویتر از او بود. دوستانش بهت زده به جایی نگاه می کردند که او تا لحظاتی پیش آنجا ایستاده بود... "اندی کاو" هم طناب او در پایان گزارش صعودشان به چانگابانگ در مجله climbing چنین می نویسد: من خود را با این فکر که براندان در یکی از زیبا ترین دره های دنیا آرمیده تسلی دادم و فکر کردم بزودی گلهای بهاری در انتهای دره راه خود را به سمت ابتدای یخچال چانگ بانگ می گشایند. ... قبل از رسیدن به آخرین گردنه برای آخرین ایستادم به پشت سرم نگاه کردم و با او بدرود گفتم.

پامیر Pamir

سرزمین مرتفع پامیر، قلب آسیا، مرز قاره و بام جهان نامیده می شود.

بخش میانی منطقه بیش از 60000 کیلومتر مربع وسعت دارد که 8000 کیلومتر مربع آن را یخچال تشکیل داده. این رشته کوه واقع در کشور تاجیکستان، در شمال شرقی افغانستان و جنوب غربی ایالت سینکیانگ چین می باشد. رشته کوهی با چندین قله بالای 6000 متر ارتفاع. این رشته کوه همچنین دارای پیوستگی با رشته کوههای تیان شان، قراقروم، کولان شان و هندوکوش می باشد.

پامیر دارای زمستانهایی بسیار سرد وسخت و تابستانی خنک است با مناطقی پوشیده از جنگل. وجود چندین یخچال طویل از جمله یخچال "مورغاب" به طول 231 کیلومتر که طویلترین یخچال دنیا به شمار می رود از شاخصه های این منطقه به شمار می رود. یخچال فدچنکو به طول 70 کیلومتر نیز یکی از بزرگترین یخچالهای جهان به شمار می رود.

ارتفاعات کوهستانی پامیر بخش عظیمی از خاک تاجیکستان را فرا گرفته است. جناح های جنوبی پامیر به منطقه عمومی مرغاب در خاک چین وارد می شوند. زبانه های جنوبی رشته کوه به بخشی از رشته کوه هندو کش متصل است. همچنین پامیر از شمال در خاک قرقیزستان به کوههای آلای می رسد.

رشته کوه پامیر از مناطق نسبتا مرتفع و مجزایی تشکیل گردیده که شامل مناطق زیر می باشد.

1- رشته کوه اطراف فدچنکو با قلل معروف سامانی (کمونیسم) 7495 متر و کورژنفسکایا 7105 متر.

2- رشته کوه قراتا با قلل مایا کوفسکی 6096

3- رشته کوه قزل سو در جنوب شهر سارق داش با قله بو علی سینا (لنین)

4- رشته کوه بدخشان با قله ودارا 6233 متر

5- رشته کوه زرافشان با قله تارگا 5487 متر

بلندترین قله پامیر

کوه سامانی با 7495 متر ارتفاع بلندترین قله رشته کوه پامیر بوده و در فاصله 500 کیلومتری از جنوب سمرقند، 300 کیلومتری شمال تیریچ میر و 60 کیلومتری جنوب غربی کوه لنین واقع است. این کوه در حصاری از یخچالهای مهم جهان همچون فدچنکو واقع است.

در سال 1933 یک گروه تحقیقاتی همراه با چندین دانشمند و 29 کوهنورد زبده به رهبری آبلاکف پس از روزها تلاش و تحمل سختی موفق شدندبه قله کمونیسم برسند.

در تاریخ آمده نام پامیر نخستین بار توسط "مارکوپلو" جهانگرد ونیزی در خاطراتش ذکر شده، وی در سال 1271 میلادی از این منطقه بازدید کرده بود. اما مستند ترین پیمایش پامیر شاید مربوط به "پیر بونووالت" جهانگرد فرانسوی در سال 1886 باشد که از شمال تا جنوب پامیر را طی کرد.

اسماعیل سامانی

ارتفاع: 7495 متر یا 24590 فوت

موقعیت: پامیر- تاجیکستان

موقعیت جغرافیایی: 38 درجه و 57 دقیقه طول شمالی – 72 درجه و 01 دقیقه عرض شرقی

بهترین ماههای صعود: جون، جولای، آگوست

اولین صعود: 1933 اولین صعود کننده: اوگنی آبلاکوف

نزدیکترین فرودگاه: تاشکند، ازبکستان- دوشنبه، تاجیکستان

کوه سامانی بلندترین قله پامیر به شمار می رود و در حدود 60 مایلی جنوب غرب کوه لنین واقع است.

توده ای عظیم از سنگ و یخ. منطقه ای مرتفع و لم یزرع. دسترسی به قله کوه چندان آسان نیست هرچند امروزه همانند اغلب قلل مرتفع دنیا امکانات فراوانی برای صعود کنندگان تعبیه شده.

نام کوه همواره بر اساس شرایط سیاسی تغییر کرده، تا سال 1933 نام آن "گارمو" بود و در این سال به "استالین" تغییر نام داد. در سال 1962 با تغییرات سیاسی کشور، کوه به "کمونیسم" معروف شد.

در نهایت با برچیده شدن حکومت کمونیستی این کوه در سال 1988 به "امین اسماعیل سامانی" تغییر نام پیدا نمود. کوه سامانی نخستین بار در سال 1933 توسط "ایوگنی آبلاکوف" از مسیری دشوار صعود گردید.

این مسیر که در رخ غربی کوه واقع است از طریق یخچال معروف " بیواک" که امروزه مسیر کلاسیک کوه شناخته می شود به قله منتهی شد. مسیر جنوب غربی کوه نیز در سال 1968 توسط "میسلوسکی" صعود شد. همچنین بر روی دیواره جنوبی کوه که بسیار عریض است و در نقاط مختلف ما بین 600 تا800 متر ارتفاع آن متغییر است تاکنون 25 مسیر گشوده شده.

شیب این دیواره در اغلب نقاط آن بیش از 80 درجه است. اما مسیر عادی کوه در جبهه شمالی می باشد. کمپ ابتدایی این جبهه در ارتفاع 4700 متر واقع است و سایر کمپها تا 6400 متری برپا می شوند.

در ارتفاع 6000 متری این جبهه در سال 1967 کوهنوردان ارتش شوروی دچار یک تراژدی بزرگ شدند. آنها که با چتر اقدام به فرود از کوه کرده بودند در این نقطه بر اثر وزش بادی شدید به کوه برخورد کردند.

از آن پس این نقطه به "پاراشوت" معروف شد. اما صعود مسیر نرمال کوه کار چندان دشواری نیست.

این مسیر که از طریق یخچال "والترا" قابل دسترسی است دارای درجه سختی 5a میباشد و با هم هوایی مناسب قله کوه قابل دسترسی است. همچنین قله دوشنبه با ارتفاع 6956 متر از این مسیر قابل صعود است. همچنین نخستین صعود زمستانی کوه سامانی در سال 1986 توسط کوهنوردان شوروی سابق صورت گرفت.

کورژنفسکایا

ارتفاع 7106 متر یا 23313 فوت واقع در پامیر تاجیکستان

ماههای صعود: جون، جولای، آگوست

سومین کوه مرتفع پامیر پس از سامانی و لنین، "کورژنفسکایا" نام دارد.

معمولا این کوه را بنام "کول سانتالاک" نیز میخوانند. این کوه در سال 1910 توسط اداره جغرافیایی شوروی کشف گردید. برای اولین بار کورژنفسکایا در سال 1953 توسط "آگاروف" و از مسیر شمالی صعود شد.

اما مسیر جنوبی که امروزه بعنوان راحتترین مسیر کوه نیز شناخته می شود در سال 1966 توسط "تستکین" صعود شد. این مسیر چندان دشوار نیست و پس از هم هوایی مناسب میتوان آنرا از کمپ" موسکووینا" صعود کرد.

لنین

7134 متر ارتفاع: 7134 متر(23406 پا)

کشور مبدا: تاجیکستان

موقعیت جغرافیایی: 39.3333 طول شمالی و 72.9167 عرض شرقی

بهترین ماههای صعود: جون جولای آگوست

اولین صعود: 1982 اوش از قرقیزستان و دژیرگاتال از تاجیکستان نزدیکترین فرودگاه: تاشکند، ازبکستان و دوشنبه در تاجیکستان کوه لنین را معمولا "کوفمن" نیز می خوانند، این کوه دومین کوه رفیع منطقه پامیر بوده و به شکل با شکوهی در ورای دره "آلی Alay" قرار دارد.

لنین نخستین کوه مرتفع 7000 متری اتحاد جماهیر شوروی بود که کشف گردید کوهی که در 60 مایلی جنوب غرب کوه سامانی قرار دارد. محل قرار گیری کوه درست در مرز دو کشور تاجیکستان و قرقیزستان میباشد به همین خاطر امکان دسترسی به قله از هر دوکشور وجود دارد.

نخستین صعود کوه در سال 1933 صورت گرفت و فاتحان آن از دو کشور قرقیزستان و تاجیکستان بودند. در نهایت اینکه کوه لنین پر صعودترین 7000 متری جهان می باشد. دسترسی راحت، مسیر نه چندان دشوار صعود و امکانات پیش بینی هوا از عوامل موثر در موفقیتهای صعود این کوه بوده اند.

گرچه این کوه با مرگ 8 کوهنورد زن در طوفان سال 1974 و همچنین حادثه سقوط بهمن به واسطه زمین لرزه سال 1990 که منجر به مرگ 43 نفر شد جزو پر تلفات ترین کوههای دنیا نیز می باشد.

در مجموع برای صعود قله لنین 16 مسیر شناسایی شده است که از این تعداد 7 مسیر در جبهه شمالی و 9 مسیر در جبهه جنوبی قرار دارد. کمپ اصلی کوه در فلات آشیک تاش به ارتفاع 3700 متری قرار دارد و دسترسی به آن از طریق هلیکوپتر تنها 40 دقیقه از شهر اوش زمان میبرد.

کمپ اصلی عموما از 5 جولای تا 20 آگوست دایر می باشد. سایر کمپها کمپ1 در 4300 متر کمپ2 در 5200 متر کمپ3 در 6100 متر و کمپ4 در 6400 متری از سطح دریا قرار دارند.

نام کوه کی2

، چوگوری، گادوین آستین ارتفاع 8611 متر، 28،253 فیت

موقعیت 35،88عرض شمالی 76،51 طول شرقی

محل قرار گیری قراقروم، مابین پاکستان و چین

بهترین ماههای صعود جون، جولای، آگوست

اولین صعود 1954 نزدیکترین فرودگاه بین المللی راولپندی پاکستان کی 2

کوه کی2 دومین کوه مرتفع دنیا و بی شک سرسختترین قله 8000 متری می باشد که هدف غایی بسیاری از کوهنوردان است.

این هرم غول آسا برجی است تنها واقع در منطقه قراقروم پاکستان و در راس یخچال بالترو قرار دارد. کی 2، 549 متر از بلندترین کوههای اطرافش رفیعتر است و این امر موجب شده از دوردستها بتوان این غول را مشاهده و خداوند را تحسین نمود.

ارتفاع بلندکوه و قرار داشتن آن در عرض شمالی 35 درجه موجب شده تا کی2 دارای آب و هوایی متمایز از سایر کوههای قراقروم باشد از این رو قله ای است از سنگ پوشیده از یخ و برف با 6 یال مخوف. در 1856 برای نخستین بار تی جی مونتگومری که یک مساح بود این کوه را از فاصله حدود 200 کیلومتری (احتمالا از هاراموش) مشاهده نمود.

کوه در میان رشته ای از کوههای رفیع قرار داشت به همین دلیل نیز از هیچ منطقه مسطحی در هند و چین قابل مشاهده نبود(در آن زمان هنوز پاکستان بخشی از خاک هند بود). مونت گومری بدون داشتن اطلاعاتی دقیق از نام کوههای منطقه قلل رفیع آنرا به نامهای قراقروم 1 تا 7 نامگذاری کرد، و نام کی1 تا کی 7 را برآنها نهاد که برگرفته از حرف اول karakoram بود.

اما بعدها تنها نام کی 2 به عنوان تنها کوه مرتفعی که یک مساح آنرا نامگذاری کرده بود بر روی دومین قله رفیع جهان باقی ماند و سایر نامها تغییر کرد و نام چوگوری که نامی بود محلی و کوه کوهها معنا میداد بعدها به فراموشی سپرده شد. البته نام دیگر کوه گادوین آستین می باشد که به افتخار هنری هاورشام گادوین استین بر این کوه نهاده شده بود، اما هیچگاه رسمیت نیافت.

در 1892 مارتین گانوی کاشف انگلیسی گروهی از محققان کوه ها را تا بر روی یخچال بالترو رهبری نمود. آنها تا ابتدای محلی که امروزه به یخچال کنکوردیها معروف است بالا آمدند. در 1902 برای نخستین بار اسکار اکنسین بر روی جبهه شمالی کوه تلاشی را صورت داد. وی از طریق یال شمال شرقی تا ارتفاع 6525 متری بالا رفت. اما راه قابل صعود کوه یعنی مسیر جنوب شرقی در 1909 توسط توسط هیئتی ایتالیائی به سرپرستی لوئیجی آمودئو کشف گردید.

از آن تیم دوک ابروزی تا ارتفاع 6250 متری یال جنوب شرقی صعود نمود. پس از این تلاش این مسیر بنام یال ابروزی شناخته شد. ویکتور سلا عکاس این تیم، عکسی از کوه انداخت که بی شک قدیمی ترین عکس کی2 به شمار می رود که همچنان موجود است.

در 1938 تیمی آمریکایی به سرپرستی دکتر چارلز هوستون توانست تا ارتفاع 7925 متری کوه بالا رود. یک سال بعد تیم دیگری از آمریکا به رهبری فریتز ویسنر رکورد ارتفاع جدیدی برپا کرد. آنها تا 8382 متری کوه از مسیر یال ابروزی بالا رفتند، که بعد از صعود نورتون تا ارتفاع 8570 متری جبهه شمالی اورست در سال 1924 بلندترین ارتفاع صعود شده توسط انسان بود.

در 1953 تیمی 7 نفره به سرپرستی دکتر چارلز هوستون توانست تا ارتفاع 7500 متری کوه بالا رود. اما خرابی هوا و وخامت حال گیکلی، یکی از اعضای جوان تیم که به ارتفاع زدگی شدید دچار شده بود موجب شد تا آنها راه بازگشت را پیش گیرند. هنگام بازگشت و پائین آوردن گیکلی، 5 عضو تیم بدلیل شیب تند مسیر سقوط کردند، اما کارگاه مستحکمی که پت شوئینگ برپا نموده بود مانع از سقوط بیشتر آنها به اعماق دره های کی2 گردید اما لحظاتی بعد بهمن گیلکی را با خود به اعماق دره ها برد تا تیم ناکام به پائین باز گردد.

سال 1954 کی2 تلاش موفقی را از کوهنوردان ایتالیایی شاهد بود. آشیل کامپاگنونی و لینولاسیدلی دو کوهنوردی بودند که در 31 جولای موفق شدند بعنوان نخستین انسانها گام بر فراز این کوه سرسخت بگذارند. آنها اعضای تیم بزرگ و مجهزی به سرپرستی آردیو دزیو بودند.

تیمی با بیش از 500 باربر محلی، 11 کوهنورد و 6 دانشمند. آنها برای صعود قله 9 کمپ برپا کرد. یکی از کوهنوردان بر اثر ذات الریه جان خود را از دست داد. پس از این صعود چیزی که بیش از فتح قله جلب توجه کرد تلاشهای کوهنورد بزرگ ایتالیایی والتر بوناتی و باربر پاکستانی مهدی بود. که ظاهرا بازیرکی سایرین از صعود قله بازماندند. فاتحان قله همچنین مدعی بودند بوناتی و مهدی زمانیکه کپسولهای اکسیژن را به کمپ آخر حمل می کردند، بدلیل شب مانی در ارتفاع بخشی از اکسیژن را مصرف کرده بودند و تیم قله بخشهای پایانی را بدون اکسیژن طی نمود.

گرچه بودن ماسک اکسیژن بر صورت آنها که در تصاویر قله قابل رویت است، این ادعا را توام با شک نمود. بعدها بوناتی در کتابی تحت عنوان "کوههای زندگی من" از خودش دفاع کرد. پس از صعود ایتالیائیها، کوه تا 1977 صعودی بر خود ندید، تا اینکه در این سال تیمی از کشور ژاپن متشکل از 52 کوهنورد و 1500 باربر موفق شد دومین صعود قله را صورت دهند. در این تیم اشرف امان کوهنورد پاکستانی نیز بعنوان راهنما و باربر ارتفاع عضویت داشت که موفق به فتح قله گردید.

یکسال بعد تیمی از آمریکا توانست از یال شمال غربی قله را فتح نماید. این تیم صعود خود را از مسیر یال شمال شرقی آغاز نمود (این یال امروزه به مسیر لهستانیها معروف است)، سپس در ارتفاع 7700 متری به طرف یال ابروزی تراورس کردند. در اینجا بحث بر سر آن شکل گرفت که چه کسی نخستین صعود بدون اکسیژن را بر روی قله صورت دهد. بدین ترتیب لوئیس ریچارد نخستین داوطلب اجباری این امر بود. وی کپسول اکسیژن خود را در میان راه دفن کرد، زیرا سیستمش دچار مشکل بود و عمل نمی کرد.

جان روسکلی پس از لوئیس دومین شخصی بود که قله را بدون اکسیژن صعود کرد، اما نه بدلیل خربی سیستم اکسیژن بلکه از ابتدا به این نیت بالا آمده بود. در 1981 ترئو موستورا تلاش موفقی را از یال جنوب غربی رهبری کرد. در 7 آگوست آیهو اوهتانی به همراه راهنمای پاکستانی نظیر صبیر موفق شدند نخستین صعود این مسیر را صورت دهند. در سال 1982 نخستین صعود جبهه شمالی توسط تیمی ژاپنی به رهبری ایسائو شینکای صورت گرفت.

7 عضو این تیم همگی بدون کپسول اکسیژن به قله رسیدند. در همین سال تیمی لهستانی به رهبری یانوس کورزب بدون داشتن اجازه صعود از مسیر صعود نشده شمال غربی بالا رفتند. اما پس از مشاهده این تیم توسط مقامات محلی مجبور به بازگشت از ارتفاع 8200 متری شدند.

جبهه شمالی کی2

در 1986 نخستین صعود زنان بر روی کی2 را وندا رتکوویچ کوهنورد زن لهستانی، لیلین بارارد از فرانسه و جولیا تولیس از انگلستان هر سه بدون کمک کپسول اکسیژن صورت دادند. آنها نیز از یال آبروزی به این مهم دست یافتند. گرچه جولیا و لیلین بر اثر طوفان کشته شده و برای همیشه در دل کی2 آرام گرفتند.

در سال 1986 بنیو شامو کوهنورد معروف فرانسوی توانست کی2 را در مدت زمان 22 ساعت و 30 دقیقه از کمپ پیشرفته ABC صعود نماید. این در شرایطی بود که تازه چند روز از صعود 16 ساعته او به برودپیک می گذشت. همچنین اریک اسکوفیر دیگر کوهنورد فرانسوی موفق شد پس از صعود قلل گاشربروم I و II ، کی2 را نیز صعود نماید.

اسکوفیر این سه قله را تنها در مدت 21 روز صعمد کرد که کاری بس قابل توجه بود. در این سال همچنین کاکوسکا و پتروفسکی کوهنوردان شایسته لهستانی موفق به گشایش مسیری دشوار در جبهه جنوبی شدند. متاسفانه کاکوسکا پس از صعود به تنهایی به خانه بازگشت و پتروفسکی برای همیشه در دل کی2 آرام گرفت.

در مجموع در سال 1986 با مرگ 13 کوهنورد بر روی کی2 فاجعه ای در کوهنوردی رقم خورد. در سال 1990 تیمی از ژاپن به رهبری تومای اوکی توانست مسیری جدید در رخ شمال غربی باز کند. بخشهای پایانی مسیر در ارتفاع 8000 متری با یال شمالی مشترک بود. در 1991 پیربگین و کریستوف پروفی کوهنوردان بزرگ فرانسوی توانست در مدت 48 ساعت بدون کمک باربر ارتفاع و کپسول اکسیژن و کمک طنابهای ثابت مسیر جدیدی را بر روی جبهه شمال غربی کی2 باز کنند.

صعود آنها نمایش قابل تحسینی از کوهنوردی فنی به شمار می رفت. در بهار 96 یکی از پرتلفات ترین صعودهای کی2 رغم خورد و این زمانی بود که 6 کوهنورد از جمله آلیسون هرگریوز پس از صعود قله دچار طوفانی سهمگین شده و همگی مفقود شدند. از نظر میزان صعودها به کشته شدگان این کوهبا نسبت 4 به 1 پس از آناپورنا و نانگا پاربات در رده سوم قلل 8000 متری قرار دارد.

از این رو این کوه را گاها کوه قاتل یا کوه بی رحم نیز می خوانند. یکی از فاکتورهایی که صعود به کی2 را به مبارزه تبدیل نموده فنی بودن کوه می باشد. بیش از 45 درجه شیب در اکثر نقاط کوه آنرا نیازمند ثابت گذاری در اغلب نقاط صعود نموده. نیاز به 2500 متر طناب در جبهه جنوبی و 5000 متر در جبهه شمالی باعث شده تا اغلب تیمها به قصد صعود سبک به کوه بیایند از طرفی عدم فعالیت باربرهای توانمند ارتفاع بر روی این کوه مجب می شود تا خود کوهنوردان مجبور به آماده کردن مسیر گردند و این امر بر خطرات صعود افزوده.

نکته: در تابستان 1383 آقای داود خادم اصل از اعضای تیمهای ملی کوهنوردی ایران و فاتح قلل چوآیو، شیشاپانگما، ماکالو و لوتسه، بر روی کی2 هنگام بازگشت از کمپ4 در طوفان گرفتار شده و جان سپرد. یادش گرامی باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 12:18  توسط alicliff  |