تبليغاتX
سایت جامع آموزش کوهنوردی

سایت جامع آموزش کوهنوردی



رشته کوه تفتان بین 28درجه و30دقیقه الی 28درجه و5دقیقه عرض شمال و60درجه و50دقیقه تا 61درجه 15درجه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قراردارداین کوه در چهل و دو کیلومتری شمال شهر خاش بین شهر میر جاوه وشهرستان خاش واقع شده است .ارتفاع آن ازسطح متوسط آب های خلیج فارس 3941متر ونسبت به دشت های اطراف حدود دو هزار متراست.
برخی بر این باورند که نام کوه تفتان از واژه ی تفت به معنی گرم وسوزان امده است . واین تسمیه به علت خروج آتشفشانی مرکب از بخار اب وگاز گوگرد از دهانه ان است . کوه تفتان در اصطلاح محلی به چهل تن معروف است . به طوری که شایع است چهل تن از راشد ین مذهبی در این کوه ناپد ید شده اند از این روکوه چهل تن نامیده می شود وشاخک شمال آن نیز به همین سبب به اسم کوه زیارت معروف شده است ودرگذشته محل زیارت اهالی این نواحی بوده است.
کوه تفتان دارای 4قله بانام ها ی به شرح زیر است :
-قله ی شما لی که مرتع تر می باشد وبه نام"کوه زیارت" معروف است .
-قله ی جنوبی که کوتاه تروآتشفشانی است " مادرکوه" نامیده می شود .
-قله ی شمالی شرقی که" صبح کوه" نام دارد .
-قله ای که در مغرب مادرکوه قرار گرفته نرکوه نامیده می شود.

کوهنوردان برای صعود به قله ی تفتان باید ازطریق زاهدان به دهستان "کوشه" نرسیده به شهر خاش عزیمت نموده وازآن جا به روستای خم چین رفته سپس از طریق تنگ گلو راه ادامه می یابد.
اب این دره دارای املاح گوگردی است وقابل مصرف نمی باشد بنابراین باید از چشمه ای موسوم به اب خوش که در نزدیکی تنگ گلو قرار دارد ودارای اب سالم و گوارایی است استفاده نما یند.
از آن جا که از روستای کوشه(مرکز دهستان کوشه)تا قله ی کوه حدود پانزده کیلومتر است.معمولا مدت صعود به قله حدود 10ساعت طول می کشد . دسته های مختلف کوهنورد به قله تقتان صعود کرده اند که اولین صعود در اخر سال 1893برابر با 1272شمسی به سرپرستی ژنرال "سرپرسی سایلس" انگلیسی انجام یافت و"سون اندرسن فون هدن" سیاح معروف سویدی که اکثربیابان های دنیا را بررسی و مطالعه کردنیز به کوه تفتان صعود کرده است.

به طور کلی در نواحی کوهستانی همانند دامنه های کوه تفتان شامل" چون آباد" ، "چانلی"،"امیرآبادکهنک"،" سرکم"،" کوشه"،" ترشاب وبالاخره قسمت های خاوری آن که به نواحی "سنگان" و"سرشک" محدود است ،میزان حرارت از حد معمول تجاوز نمی کند و نواحی یاد شده در فصل تابستان حکم ییلاق رادارند چنان که در پیش گفتیم "سر پرسی سایکس" که دراواخرسال1893میلادی به قله ی تفتان صعود نموده است می گوید: (( چشم اندازهای این حدودبهترین مناظر زیبای ایران است.))
درقلل کوه تفتان سه دریاچه وجود دارد که به دریا سرمعروف اند دو دریاچه در قسمت شمال واقع اند که عمق آن ها کم واغلب دارای آب گوارا می باشند ودیگری که نسبتابزرگ تراست (350x250 متر)دارای آب شوردایمی است.

درپیرامون کوه تفتان دره های متعددی است که آب های قسمت شمال وشرق آن به صورت رودخانه " لادیز" و" گزد" به رود میر جاوه که امتداد رود" تالاب" یا "تلخ آب" است می ریزدوآب دره های جنوبی کوه تفتان داخل دره ی خاش می گردد وبه سبب ارتفاع بسیار ودره های پرآبی که این کوه در آن منطقه ی گرم وسوزان دارد در فصل تابستان ییلاق مردم طایفه "ریگی" ودیگر عشایر بلوچ ساکن پیرامون شهرستان خاش است.

دردامنه های کوه تفتان شرایط طبیعی برای نشو ونمای اشجار وگیاهان جنگی بسیار مصاعدودرختانی بوجود امده که گر چه به انبوهی و شکوه جنگل های مازندران ذمی رسند امادارایاشجار مفیدی است که میوه ی ان ها مورد استفاده ی اهالی است .
اشجار مزبور عبارتند از:
بنه یا پسته ی کوهی ، بادام کوهی - ازاشجار قیمتی این جنگل ها:ارژن، سیاه چوب، گز، تاگزوغیره را می توان نام برد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 10:5  توسط alicliff  | 

به مناسبت فرار یک روزه از روزه رفته بودیم کوه.خانم دکتر مریم گلی با صدای قشنگشون یکی از شعرای مریم حیدر زاده رو دکلمه کردن که بدم نیومد تو این وبلاگ بنویسم.

یواش یواش باید از قالب آموزش کوهنوردی حرفه ای بیام بیرون وشروع کنم به نوشتن خاطرات این چهارده سال کوهنوردی سابق.چون نه کسی میاد کامنت بذاره نه کسی حتی انگیزه ای برای نوشتن مطالب آموزشی به من می ده.

یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره                       یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره  

یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره                      می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره 

یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش             اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره 

بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره  انتخابم می کنه ، پولشو اما نداره 

یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه  اون یکی مداد برای آب و بابا نداره 

یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی  اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره 

یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره 

یه نفر تولدش مهمونیه ،‌همه میان  یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره

 یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش 

یکی داره می میره ، خرج مداوا نداره  یکی انشاشو می ده توی خونه صحیح کنن 

یکی از بر شده درد و ، دیگه انشا نداره  یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی

 یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره  تو کلاس صحبت چیزی می شه که همه دارن 

یکی می پرسه آخه چرا مال ما نداره  یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا 

یکی انقد دیده که میل تماشا نداره یکی از واحدای بالای برجشون می گه

یکی اما خونشون اتاق بالا نداره  یکی جای خاله بازی کلاس شنا می ره 

یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره  یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره 

یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه

یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره  یکی از بس شومینه گرمه می افته از نفس 

یکی هم برای گرمای دساش ها نداره  دخترک می گه خدا چرا ما ....

مادرش می گه  عوضش دخترکم ، او خونه لیلا نداره 

یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه  هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره 

یکی آزمایش نوشتن واسش ،‌اما نمی ره  می گه نزدیکیای ما آزمایشگا نداره 

بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل و مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤیا نداره 

یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه  پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره 

یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره 

راستی اسمو واسه لمس بهتر قصه می گم  ملیکا چه چیزایی داره که رعنا نداره ؟

بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره 

یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره

همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما  این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره 

خدا به هر کسی هر چیزی دلش می خواد بده  همه چی دست اونه ،‌ربطی به شعرا نداره

  آدما از یه جا اومدن ، همه می رن یه جا اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره

کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت  با نمی شه ، با نمی خوام ،‌با نشد ، با نداره

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 8:47  توسط alicliff  |