Dehydration
کم آبي بدن در صورتي اتفاق ميافتد که آب بدن شما بيش از اندازه از دست برود. البته اين که يک تعريف ساده است، اما دلائل مختلف دارد.
از جمله موارد آن ميتوان به نوشيدن الکل، عرق کردن بيش از حد و اسهال اشاره نمود و اين خطري مهم است، اما قابل پيشگيري است. تشخيص علائم کم آبي و اين که چگونه پيشگيري نماييد، باعث ميشود تا قبل از اين که حال شما بد شود يا دچار کم آبي شويد، آسوده باشيد.
مطالب زير به شما در اين مورد کمک خواهد کرد:
نشانهها Symptoms
واضح ترين نشانه کم آبي ضعف و سستي، تشنگي و خروج مقدار زيادي ادرار ميباشد. اسيدي که از بدن شما خارج ميشود از فشار خون شما ميکاهد و ممکن است دچار سرگيجه شويد.
در شرايط وخيم، ممکن است خواب آلوده و سرسنگين شويد، درماندگي در ايستادن و در شرايط خيلي شديد به غش و بيهوشي دچار خواهيد شد.
در واقع احساس تشنگي يعني اين که کم آب هستيد، مخصوصاً وقتي در حال فعاليتهاي طاقتفرسا هستيد بايد مجدداً آب بدن خود را جايگزين نماييد تا آبي که به عرق تبديل شده سريعاً جايگزين شود.
پيشگيري Presvntation
اين ساده است که از مقدار عرق هدر رفته صرفنظر کنيم. مخصوصاً وقتي باد يا نسيم آن را به سرعت خشک ميکند. در اين موارد خوردن 3 ليتر آب در روز حداقل و در صورتي که 5 ليتر باشد بهتر است.
به جز عرق، در صورتي که دچار استفراغ يا اسهال شديد (Dehydration) دوباره پر آب نمودن بدن از واجبات است. اگر در وضعيت خطرناکي هستيد از صعود اجتناب نماييد.
ورزشکاران متدي دارند که به صورت تقريبي وقتي نياز به آب دارند به رنگ ادرارشان توجه ميکنند. هرچقدر پررنگتر باشد، يعني کم آبتر است و اين يک نظر ثابت شده است. يک ايده هم اين است که هر 6 ساعت کوهنوردي عادي = 2 ليتر آب هرچه سختتر نياز بيشتر است.
آشنا شدن با تازه ها و همچنین خرید کردن، بخش جذاب تجربه های سفر است. در فروشگاه های ورزشی اروپا (به خصوص آلمان و سوئد) به دنبال بهترین و معروف ترین مارک های لوازم کوهنوردی گشتم. هر چند که تفاوت خاصی با محصولات موجود در بازارهای ایران مشاهده نکردم، ولی در بین آنها مارک آلمانی Meindl توجه مرا به خود جلب کرد. Meindl محصولی است که کمتر در ایران به چشم می خورد. کیفیت عالی همراه با رعایت اصول ارگونومی،مطابق با استاندارهای جهانی تولید کفش، توانائی رقابت با دیگر مارک ها ( همانند Lowa, Salomon, Salewa, Asolo ) را به این نمونه داده است. مایندل را می توانید در نمونه های ترکینگ، کوهپیمایی و کوهنوردی بیابید. سیستم MFS Vacuum در طراحی پاشنه و زیره کفش توانائی جذب شوک های گامبرداری را بالا برده و فوم برگشت پذیر در بدنه کفش کاملا با زوایای پا منطبق می شود. نکته قابل توجه این کفش، تولید آن در خود آلمان است.
سالیوا هم یکی از معروف ترین نمونه های اروپایی است که بیشتر اصالت آلمانی دارد و در اکثر نقاط جهان به عنوان یکی از یاران دیرینه کوهنوردی به شمار می آید. تاریخ تاسیس این شرکت به قبل از جنگ جهانی دوم می رسد و با توشه ای پر از تجربه، بهترین ها را برای ورزش دوستان فراهم آورده است. تولید این کفش بیشتر در آسیای جنوب شرق انجام می گیرد و به لحاظ کیفیت قابل رقابت با دیگر مارکهای تولید این منطقه می باشد. در تولید این کفش نیز استانداردهای جهانی رعایت شده و در کل کفشی قابل اطمینان است. نکته مهم در انتخاب کفش های کوهپیمایی سایز مناسب آن است. در حال حاضر با توجه به تولید جوراب های تخصصی برای پوشش درون کفش، دیگر احتیاجی به خرید کفش با یک شماره بزرگتر نمی باشد. سالیوا پیش گام در این زمینه، بهترین و مناسب ترین جوراب های کوهنوردی به شما ارائه می دهد. SALEWA
مارک تجاری دویتر نیز آلمانی تبار است و در بازارهای داخلی ایران نیز از مقبولیت بالایی برخوردار است. تولید پوشاک، کیسه خواب و کوله تخصص اصلی دویتر است. کوله فوق ۵۵ لیتری، قابلیت افزایش تا ۱۰ لیتر، همراه با کاور کوله سرخود و سیستم ضد تعریق پشت می باشد که دارای فضای جداگانه کیسه خواب با زیپ جداگانه و عایق بندی ضد رطوبت می باشد. تقسیم وزن مناسب یکی از نکات قوت این مدل می باشد. جیب های بقل کاملا مستتر، جنس و طراحی بدنه آیرودینامیک و در مقابل جریان باد کمترین مقاوت را دارا می باشد. در داخل کوله نیز اطلاعات اورژانس به صورت مختصر قید شده است. در کل نه این مدل، بلکه مدل های دیگر دویتر از قابلیت و توانایی کاربرد بالایی در فعالیت های کوهنوردی برخوردار هستند. Deuter
محصولات سالمون نیز نمونه کاملی از تنوع و زیبایی می باشد. هر چند این مارک تجاری از قدمت کمتری به نسبت دیگر مارکها برخوردار است اما اصالت آن به مهد آلپینیسم، یعنی فرانسه می رسد. حس رقابت همراه با نوآوری و تنوع، در نگرش پدیدآورندگان این محصول کاملا مشهود است. سالمون را نمی توان به کفش یا کوله خاصی محدود کرد و در کل می توانید طیف وسیعی از محصولات آن را در زمینه کوهنوردی مشاهده نمائید، ولی باز با همه این اوصاف مرغوبیت اجناس آن هر چند کمتر از دیگر مارک ها نیست، ولی می توان گفت که در این راه، از سالمون تلاش بیشتری برای رسیدن به اوج انتظار می رود! با این وجود به شما پیشنهاد می کنم، صندل های سالمون و کفش های ترکینگ و پیاده روی آن را از دست ندهید. SALOMON
محصولی جوان، حاصل فکر تولید کننده ای از ورمونت آمریکا. هرچند این محصول در ایران کمتر شناخته شده است، ولی در بازارهای اروپا طرفداران خاص خود را داراست. این شرکت نیز همگام با دیگر شرکت ها، در اندیشه تولید انواع مختفلی از ابزار و تجهیزات ورزشی با رعایت همه اصول است. از معروف ترین محصولات مرل می توان به پوشاک آن اشاره کرد. تن پوش و شلوارهای مخصوص کوهنوردی را با این مارک جستجو کنید. MERRELL
مارک لووا دیگر نیازی به معرفی ندارد. به قول معروف هر آنچه خوبان هم دارند، لووا در خود دارد. لووای آلمانی نیز متولد ۱۹۲۳ می باشد و در ایران معرف حضور اکثر کوهنوردان است. زیره ویبرام و کف شوک گیر با سیستم PU ، همراه با محافظ های لاستیکی دور بدنه، کارائی منحصر به فرد و دوام بیشتر را برای کفش تضمین می کند. استفاده از گورتکس نیز در ساختار کفش، قابلیت تنفس و ضد تعریق را به مزایای کفش اضافه می کند. سگک ها در این کفش علاوه بر نمونه های فلزی، نمونه های جدید تسمه ای می باشد که امکان شکستن و یا کنده شدن سگک را به صفر می رساند. LOWA
لسپورتیوا را بیشتر در سنگنوردی شناختم. بی شک می توان گفت با لسپورتیوا پرواز می کنیم. کاربرد گسترده این مارک در سنگنوردی، مقبولیت و معروفیت زیادی برای آن به ارمغان آورده است. در میان کفش های سنگین کوهنوردی هم می توان به لسپورتیوا اعتماد کرد. این مدل ایتالیای الاصل در بازارهای اروپا طرفداران زیادی دارد. lasportiva
از کوفلاخ اطلاعات زیادی هنوز به دست نیاوردم. با اینکه این نمونه آلمانی را به صورت محدود در ایران مشاهده کردم ولی در اروپا هم کمتر اثر و نشانی از آن به چشم می خورد. وب سایت این مارک نیز راهنمایی خاصی به مراجعین نمی کند! Koflach
دوستانی اهل ارتفاعات و پوشاک فنی و تخصصی هستند بی شک یکی از این دو نام یا هر دو را میشناسند.
millet , bask
دو کمپانی بی نظیر در ضمینه تولید پوشاک کوهنوردی و سنگ نوردی که در این مسیر هر دو حرف زیادی برای گفتن دارند و هریک محصولاتی را عرضه کرده که به جرات میشه گفت غیر قابل رغابت هستند حتی برای دیگری.
millet به تولید کننده گران قیمت ترین پوشاک زمستانی در دنیا معروف هست و bask به عنوان سازنده معدود محدود محصولاتی که حکم معجزه را داره و غیرقابل مقایسه.
bask تمام محصولاتش را تنها برای کوهنوردان عرضه میکنه و نه در هیچ ضمینه دیگری و تمام توانش بر محصولات ارتفاع و شرایت به غایت وخیم هست که به جد تا به حال موفق بوده و تنها اسپانسر تیمهای کوهنوردی به k2 باقی مانده.بین برخی محصولات bask یا کیفیت و توانایی یکسان دیده میشه یا بالاتر در مقابل millet.
bask محصول مشترک سه کشور قدرتمند در ضمینه تولید پوشاک کوهنوردی هست.انگلیس و المان و روسیه.
متریال اصلی از انگلیس و لوازم جانبی از المان و دوخت از روسیه.البته در حال حاضر تولید برخی محصولات را انگلیس بر عهده گرفته که باعث نارضایتی تیم های بزرگ کوهنوردی شده و امید هست حتی ان محصولات ساده تر هم دوباره تحت نظارت روسیه ساخته بشه و بزرگترین دلیل این مشکل کیفیت بیش از حد محصولات bask هست که با این کار پایین نیامده اما دیگر حتی برای بزرگترین تیم غیر قابل خرید شده به خاطر قیمت های غیر قابل پرداخت وای به حال مردم.
millet اما متعلق به فرانسه هست ولی متاسفانه به ندرت محصول فرانسوی دیده میشه چون تولیدات این کمپانی در حال حاضر به چین و کره و پرو و تایوان هم واگزار شده و حقیقتا با کنار هم قرار دادن محصول فرانسوی و دیگر کشورها به راحتی تفاوت اشکار است حتی در دوخت و متریال.
درکنار این موارد millet هم با توجه به نیاز کوهنوردان حرفه ای دست به تولید زده و به ندرت شکست خورده و یکی از دلایل پرطرفدار بودن millet ظاهر واقعا زیبای ان است و کیفیت بالا اما در مقابل ارامش و راحتی بر تن کوهنوردان ازbask تا حده قابل بیانی عقب مانده این در حالی است که bask هم محصولات بسیار زیبایی دارد و نمونه ای خریدار را باعث تشویش خاطر کند در محصولاتش حتی یک بار نبوده و به نوعی سبک خاص تولید خود را دارد.
منبع :البرز قم
کوه ـ نقرس ـ ارتفاع
مقدمه
بیماری نقرس بیماری نادری نیست و شیوع آن هم در حال افزایش است.از آنجا که آرتریت(التهاب مفصل) آن بسیار شدید است و باعث اختلال شدید کار کرد اندام تحتانی میشود و از طرفی شرایط خاص ارتفاع نیز باعث بروز و تشدید این بیماری میشود در این مبحث ضمن مروری کوتاه بر این بیماری به بررسی رابطه نقرس و بیماران نقرسی با ارتفاع می پردازم.
مروری بر نقرس
سالانه میلیونها ویزیت سرپایی مربوط به آرتریت ناشی از نقرس (آرتریت نقرسی) انجام میشود. و شیوع این بیماری در حال افزایش است. نقرس ناشی از رسوب کریستالهای مونو سدیم اورات در بافتها است. که منجر به آرتریت - توده های بافت نرم(مانند توفوس) ـ سنگ کلیه و نفروپاتی اوراتی میشود.زمینه زیست شناختی که منجر به ایجاد نفرص میشود افزایش میزان اسید اوریک سرم ( هیپر اوریسمی) است.هیپر اوریسمی بدون علامت شایع است.و بطور معمول منجر به نقرص بالینی نمیشود. نقرص حاد اغلب به صورت حملات درد ـ اریتم ـ و تورم یک یا چند مفصل در اندام تحتانی بروز میکند.با مشاهده کریستالهای مونو سدیم اورات درون مایع ساینویال تشخیص قطعی میشود.
به عنوان خط اول درمان در نقرص حاد میتوان با توجه به بیماریهای همراه از داروهای ضد التهابی غیر استروییدی ( NSAID)یا کورتیکو استروییدها استفاده کرد . کلشی سین به عنوان خط دوم درمان مورد استفاده قرار میگیرد.بعد از اولین حمله نقرس تصحیح عوامل خطر قابل اصلاح ( برای مثال : رژیم غذایی حاوی پورین زیاد ـ الکل ـ چاقی ـ درمان دیورتیک) باید مورد توجه قرار گیرد . اگر بیمار مبتلا به نقرص دچار حملات مکرر شد و توفوس یا سنگ کلیه اسید اوریکی داشته یاشد از درمان پایین آورنده اورات استفاده میشود.شایع ترین درمان نقرص مزمن آلوپرینول است.در افرادی که عملکرد طبیعی کلیه دارند و سابقه ای از سنگ کلیه نیز ندارند. میتوان از عوامل اوریکوزوریک به عنوان درمان جایگزین استفاده کرد. طی درمان با عوامل کاهنده اورات بهتر است میزان دارو به تدریج به نحوی تنظیم شود که سطح اسید اوریک به کمتر از (6mg/dl (355Mmol/L برسد. همزمان با شروع داروهای کاهنده اسید اوریک . درمان پیشگیرانه با میزان کم کلشی سین به مدت ۳ ـ ۶ ماه ممکن است باعث کاهش حملات نقرس شود.
چند نکته در باره نقرس
- شیوع هیپر اوریسمی بدون علامت تا ۱۰ برابر بیماری نقرس است.
- میزان بروز سالانه نقرس در بیمارانی با سطح اسید اوریک ۷ -۹/۸ میلی گرم در دسی لیتر۵/٪ و در بیمارانی با سطح اسید اوریک ۹ میلی گرم در دسی لیتر و بیشتر ۵/۴٪ است.
- از عوامل خطر که در رسوب کریستال نقش دارند میتوان به موارد زیر اشاره کرد: دمای پایین بدن(مفاصل) ـ عفونت ـ اسیدوز ـ نوسان سریع در غلظت اسد اوریک ـ تروما (ضربه)یی که به اولین مفصل متاتارسوفالنژیال (مفصل شست پا)هنگام راه رفتن وارد می شود ـ توقف یا شروع درمان با آلوپرینول ـ رژیم غذایی(اطلاعات نشان داده است که مصرف گوشت قرمز و غذا های دریایی باعث افزایش خطر نقرس میشوند اما فراورده های لبنی تاثیر حفاظتی بالقوه دارند).
- در نقرس عمدتا مفاصل اندام تحتانی در گیر می شوند. این مسئله میتواند مربوط به عوامل هیدرو استاتیک باشد. در طول روز پاها در وضعیت آویزان قرار دارند و در نتیجه پلاسما وارد فضای بینابینی میشود.در هنگام شب آب سریعتر از اسید اوریک باز جذب می شود و به داخل عروق باز میگردد در نتیجه غلظت اسید اوریک در مایع بینابینی افزایش می یابد و این امر رسوب کریستالها را تسهیل میکند پایین بودن درجه حرارت مفصل نیز رسوب کریستالها را تسهیل میکند.
- آرتریت حاد نقرسی اغلب در اندامهای تحتانی بروز میکند
- شایع ترین مفاصل درگیر شونده شامل اولین مفصل متا تارسو فالانژیال(۷۰٪) و بعد تارسال میانی ـ مچ پا و زانو هستند.
- نقرس حاد در اوایل صبح با درد اریتم و تورم آغاز میشود.و طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت به اوج میرسد.
- حتی بدون درمان معمولا حملات در عرض ۵ تا ۷ روز بهبود می یابند.
کوه نقرس ارتفاع
از آنجا که درد مفاصل در آرتریت حاد نقرسی بسیار شدید است. به حدی که بیمار نمیتواند جوراب بپوشد یا حتی رو انداز را تحمل کند(وقتی حمله در شست پا است که ۷۰ ٪ موارد هم در این مفصل است). لذا بطور کامل باعث محدودیت حرکت و اختلال کارکرد فرد میشود. و این اتفاق میتواند در کوه و در ارتفاع بالا و در ساعتها و روزها فاصله با مراکز درمانی یک فاجعه باشد .فاجعه ای که در خوشبینانه ترین حالت میتواند مشکلی بزرگ برای یک کوهنورد وکلیه همراهان و اعضا تیم باشد.
میتوان تصور کرد که کوهنوردی که پایش ورم کرده آنقدر درد دارد که تحمل پوشیدن جوراب را هم ندارد. احیانا تب دارد و بی حال است. در یک برنامه کوهنوردی چه بلایی میتواند بر سر خود و همراهانش بیاورد. و از آنجا که مشخصه آرتریت حاد نقرسی شروع سریع آن طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت است. میتواند بدون هیچ گونه علامت قبلی بطور ناگهانی در یک برنامه بروز کند و مشکلات فراوانی ایجاد کند.
گرچه تاکنون در باره تشدید حملات نقرس حاد در ارتفاع بررسی خاصی صورت نگرفته است( یا بهتر است بگویم من ندیده ام)اما به نظر میرسد این حملات در کوه بیشتر باشند. به عوامل خطر زای بروز نقرس حاد دقت کنید( ردیف سوم و چهارم در بالا)میبیند که اینها شرایطی هستند که در کوه بیشتر ایجاد میشوند.
احتمال افت دمای بدن در کوه بسیار زیاد است درجات خفیف سرما زدگی را بسیاری از کوهنوردان در برنامه های زمستانی تجربه میکنند. ـ عفونت در کوه به علت در دسترس نبودن آسان درمان به راحتی درمان نمیشود. ـ اسیدوز در ورزشهای سنگین به علت تجمع اسید لاکتیک و در ارتفاع زدگی حتی در مراحل ابتدایی ایجاد میشود. ـ ترومابه انگشت شست به علت پیاده روی های طولانی در کوه شایع تر است .ـ رعایت رژیم غذایی در کوه با توجه به محدو دیت منابع غذایی سخت تر است. لذا بنظر میرسد با توجه به وجود فراوانی عوامل خطر در کوه احتمال بروز حملات حاد نقرس در کوه یا از کنترل خارج شدن بیماران تحت کنترل و یا بروز موارد جدید در حین کوهنوردی بیشتر باشد.
چه باید کرد؟
اقدامات ما به عنوان پزشک تیم برای جلوگیری از مواجهه با این وضعیت باید حول سه محور انجام شود.
- بیمار یابی و کنترل ا فراد تیم برای تشخیص بیماران تا کنون تشخیص داده نشده(new case).
- کنترل و تحت نظر داشتن افراد دارای هیپر یورسمی بدون علامت.
- کنترل بیماران شناخته شده (known case).
پس باید به نکات زیر دقت کنبم:
- توصیه میکنم همه مردان بالای ۳۰ سال و بخصوص بالای ۴۰ سال و زنان بالای ۵۰ سال حتما حداقل یک بار اسید اوریک خونشان را کنترل کنند.
- در آزمایشات کنترل پیش از صعود در مردان بالای ۳۰ سال و زنان بالای ۵۰ سال بخصوص برای برنامه های پر خطر(مثل: برنامه های چند روزه ـ ارتفاعات بالا ـ صعودهای فنی ـ هیمالیا نوردی و ...) اسید اوریک خون را کنترل کنید و از نرمال بودن آن اطمینان حاصل کنید.
- در حالت عادی توصیه میشود که بیماران که د ارای هیپر یورسمی بدون علامت هستند را درمان نکنیم .گرچه در هیچ منبعی توصیه ای برای کسانی که در مکانهای پر خطر فعالیت میکنند (مانند کوهنوردان) ندیدم اما فکر میکنم با توجه به شیوع ۵/۴ درصدی نقرس حاد در اسید اوریک بالای ۹ شاید بهتر باشد کسانی را که میخواهند به برنامه های پر خطر بروند و دارای اسید اوریک بالای ۹ و بدون علامت هستند درمان کنیم.
- از آنجا که شروع درمان با آلوپرینول میتواند باعث حمله حاد نقرس شود لذا به هیچ وجه کسانی که به تازگی تحت درمان با آلوپرینول قرار گرفته اند نباید به کوه بروند.
- قطع درمان با آلوپرینول نیز میتواند باعث آغاز گر حمله حاد نقرس باشد پس بیمارانی که به تازگی آلوپرینول خود را قطع کرده اند ( خودسرانه یا با دستور پزشک)نباید به کوه بروند.
- در بیمارن نقرسی سطح اسید اوریک باید کاملا کنترل شده و زیر ۶ میلی گرم در دسی لیتر باشد.
- حدود ۶۰ درصد بیمارانی که یک بار دچار حمله حاد نقرص میشوند طی ۱۲ ماه بعد از آن یک حمله دیگر خواهند داشت . پس کسانی که طی سال گذشته حمله داشته اند باید حتما قبل از کوه نوردی کاملا تحت کنترل باشند.گرچه رفتن آنها به برنامه های پر خطر شاید ماجرا جویی خطرناک باشد.
- رعایت دقیق رژیم غذایی برای بیماران نقرسی در طی برنامه و روزهای قبل از آن بسیار حیاتی است.
- در کوه عفونت بیمارن نقرسی سریعا و با دقت درمان و کنترل شود. بیماران نقرسی در صورت بروز عفونت تب دار بهتر است از ادامه برنامه صرف نظر کنند.
- توصیه میکنم که پزشکان تیم ها همیشه چند قرص کلشی سین در کوله امداد با خود داشته باشند.
- معمولا حتی بدون درمان حملات حاد طی ۷ -۵ روز فروکش میکنند .پس اگر در جایی هستید که خطر انتقال بیشتر از ماندن است و امکان ماندن هم دارید و امکان درمان نیز ندارید .می توانید صبر کنید تا شرایط بیمار برای راه رفتن بهتر شود.
- بیماران نقرسی در انتخاب کفش باید بسیار دقت کنند و کفشهایی انتخاب کنند که پنجه آنها تنگ نباشد و داخل انها لایه ای نرم باشد جوراب مناسب بپوشندو بند کفشهایشان را هنگام فرود سفت کنند تا آسیب کمتری به پایشان وارد شود. ضمنا استفاده از باتوم بخصوص در هنگام فرود باعث میشود تا فشار کمتری به پاهایشان وارد شود.
- اگر بیمار نقرسی هستید هرگز بدون مشورت پزشکتان و پزشک تیمتان به کوه نروید.
- برگرفته از وبلاگ پزشکی کوهستان

در مورد گروهمان نوشتم.سایتمان که جز دوستان نزدیک زیاد مراجعه کننده ای ندارد ودوستان هم که نظری نمی دهند.از بچه های کوهنورد هم فقط این سونیا اورست مدام ما را دعوت به صعود واین چیزها می کند.تعدادی از بچه ها هم که ما را در دماوند یا دنا دیده اند مدام از ما عکس می خواهند که ما را به خاطر آورند.باشد.یک عکس از خودمان می زنیم.فقط اگر ما را جایی کوهی چیزی دیده اید صدایش را در آورید ویک نظر ناقابل هم بگذارید.چون حافظه خاطراتی ام به طرز عجیبی دارد پاک می شود.از بهترین صعودم پرسیده بودند که فکر کنم الوند بود.مطلبی هم از همدان می زنم که جبران زیبایی الوند را کرده باشم.
ناهمواريها
قله الوند با ارتفاع 3574 متر از سطح دريا بلند ترين قله استان همدان است، كه خط الراس آن حد طبيعي سبين توسركان و همدان است قله هاي ديگر عبارتند از : كوه گرو ذر جنوب نهاوند با ارتفاع 3316 متر ، كوه لشكر در ، جنوب شرقي ملاير، 2928 متر، كوه خان گرمزدر غرب توسركان 2818 متر، كوه سفيد د رجنوب غربي ملاير، كوه سرده و كوه گرمه در ملاير، آلماقلاغ حد فاصل اسدآباد و بهار، كوه بوقاطي در كبودرآهنگ . وسعت ترين نقطه استان با ارتفاع 1420 متر در محل خروج رودخانه گاماسياب از شهرستان نهاوند واقع است.
دشتكهاي رشته كوه الوند :
دشتك هاي رشته كوه الوند :
در كوهستان الوند علاوه بر قلل مرتفع و شيب دار، دشتك هاي كوچكي وجود دارد، كه سطح آنها از چمن زار پوشيده شده و و چشمه هاي زيادي در آنها جاري است. و با توجه به اينكه از سطوح نسبتا" مسطحي برخوردارند، به صورت محل استراحت و اطراق كوهنوردان در آمده اند. مهمترين اين دشتك ها عبارتند از : ميدان ميثاق، تخت نادر، چمن شاه نظر و تخت رستم.
1-ميدان ميثاق – ميدان ميثاق در مسير اصلي صعود به قله الوند است و و سعت آن حدود 1 هكتار است كه كمتر از تخت نادر است. وارتفاع آن از سطح دريا 2600 متر است. در اين مكان دو باب پناهگاه كوهنوردي كه يكي از آنها مجهز به خوابگاه نيز مي باشد، و مسجد و حمام براي استفاده عشاير احداث شده است. عشايري كه يلاق خود را در دامنه شمالي الوند مي گذرانند، در ميدان ميثاق كه داراي آبهاي روان، چمن زار و مناظر زيباي طبيعي است چادر مي زنند. ميدان ميثاق در صبح روزهاي جمعه، بيشترين ورزشكاران و علاقه مندان به طبيعت و كوهنوردي را در جاي مي دهد. خود
2-تخت نادر – در ادامه مسير صعود به قله الوند تخت نادر قرار گرفته، كهشامل محوطه هاي است به مساحت تقريبي 5/1 هكتار. شيب آن كم و پوشش گياهي آن چمن زار كوهستاني است. ارتفاع آن از سطح دريا 2900 متر است. مراد از نامگذاري تخت نادر، كمياب بودن زيمن مسطح در دل كوهستان است.
3-چمن شاه نظر و تخت زستم- " شاه نظر" چمن زار بزرگ، پر گل وگياه و پر آبي است، كه بر روستاي خاكو مشرف مي باشد. و قله اي مخروطي و صخره اي دارد، كه به تخت رستم منتهي مي شود. طي مسير از شاه نظر تا تخت رستم، 45 دقيقه به طول مي انجامد. تخت رستم وسيع ترين دشتك در ارتفاعات الوند مي باشد، كه انتهاي آن به يال هزار پيچ و دره يخچال مي رسد، و يال شمالي آن به دره مراد بيك مشرف است. قله تخت رستم 2985 متر ارتفاع دارد. در وسط تخت رستم چشمه پر آبي در جريان است، كه براي اطراق كوهنوردان بسيار مناسب و لذت بخش است. آب اين چشمه، با عبور از شاه نظر به خاكو مي رود و سر چشمه رود خاكو است از ديگر چمن زارها تخت كوچك، تخت صنم و چرخ ملك قابل ذكر مي باشد.
كوههاي صخره اي :
يكي ديگر از ويژگيهاي كوهستان الوند، كوههاي صخره اي، و سنگهايي است، كه مستعد ورزش سنگ نوردي براي علاقمندان به اين رشته مي باشد. از جمله : سنگ كشتي، سنگ ضربدار، ارسباران، شيب منفي قله كلاغ لان، كلاهك قله، سنگ پاندوله، كلاهك كلاغ دروازه تخت نادر، و اضلاع شرقي و غربي قله وغيره.
بعضي گلها و گياهان خوراكي يا دارويي كوهشتان الوند :
پوشش گياهي غالب در رشته كوه الوند " كون " است. " كون " گياهي است بوته اي و خاردار كه از ساقه آن صمغي به نام " كتيرا " مي گيرند. محصول اين گياه در صنايع چسب و نساجي و غيره كاربرد صنعتي دارد. در فصول معتدل سال به ويژه در بهار هر جا كه برفها ذوب مي شوند، ابتدا گل يخ مي رويد كه گلي سفيد و زيباست. پس از آن لاله هاي رنگارنگ سر ز خاك بيرون مي آورند. و در اطراف چشمه ها و چمن زارها، گلهاي زرد و بنفش و گلهاي لاله، آلاله، سوسن و گياهان از قبيل : پونه، آزربه، مقرا، گزنه، ريواس، موسير كنگر، شيرين بيان، طوطيا و غيره به وفور مي رويد، كه بعضي از آنها خواراكي و برخي دارويي هستند. به عنوان مثال طوطيا را به عنوان سرمه اي شفا به چشم مي كشند.
چشمه هاي الوند :
1- حوض نبي - از مشهورترين چشمه هاي الوند حوض نبي مي باشد، كه از زير صخره اي بزرگ در زير قله الوند سر چشمه گرفته در جهت شمالي به سمت تخت نادر سرازير مي گردد. و داراي آبي بسيار خنك و گواراست.
2- چشمه تخت نادر- در ابتداي تخت نادر واقع است چشمه اي نسبتا" پر آب است.
3- چشمه كلاغ لان – چشمه اي دائمي است كه در چمن زار كلاغ لان جاري است.
4- چشمه قاضي – در دره مراد بيك جاري است آب مصرفي روستاي دره مراد بيك را تامين مي كند.
5- چشمه ملك – سر چشمه رود خانه اي است كه در دره ديوين جريان دارد.
6- هفت چشمه – اين چشمه ، در دامنه جموبي چهار قله و در جاده منتهي به تويسركان جاري است.
7- چشمه خسرو – چشمه خسرو، در مسير يخچال به كلاه قاضي در جريان است.
8- بهشت آب – در سمت دره كيوار و جنوب قله الوند، چشمه كوچكي است كه از شكاف صخر ه اي بيرون مي آيد و در سالهاغي كم آب، آب آن كم شده و گاهي در تابستانها به خشكي مي گرايد.
9 – چشمه افعي- اين چشمه بر دامنه دوزخ دره واقع است. 10- چشمه آب مرواريد- چشمه اي است پر آب و بسيار گوارا، كه آب اين چشمه و چشمه افعي از مسير رود خاه و فرجين مي گذرد. در حوالي چشمه مرواريد، نوعي درخت بيد به نام " مروار " روئيده است. و شايد به همين دليل و يا به خاطر زلال بودن آب اين چشمه ، نام مرواريد بر آن نهاده اند.
زندگي جانوري در كوهستان الوند :
گرگ، روباه، خرگوش، شغال و سمور و پرندگان مانند : عقاب سياه و دال در اين كوهستان ديده مي شود. قوچ، ميش، بز كوهي كبك، كبوتر و عقاب دشت نيز، از حيوانات و پرندگان اين منطقه مي باشند.
دره هاي شمالي و جنوبي الوند :
- دره حيدره : در حاشيه غربي شهر همدان، بين دره عباس آباد و دره وسيع و كم عمق به نام دره فخر آباد و دره حيدره قرار دارند. و ضلع شمالي ميدان ميثاق الوند بر فراز دره حيدره واقع شده است، كه از دره هاي خوش آب و هوا و با صفاي استان همدان مي باشد. مسير دسترسي به دره حيدره از طريق ميدان مدرس به سمت دانشكده كشاورزي مي باشد، كه و در ادامه به دره حيدره مي رسد، و تمام جاده آسفالته مي باشد. و اين مكان به دليل نزديكي به همدان به نام " حيدره پشت شهر " شهرت يافته است. در ابتداي اين دوره و بر روي شيب دامنه غربي آن، روستايي به همين نام قرار گرفته است، كه از روبرو منظره پلكاني تماشايي و زيبايي دارد. امتداد دره شرقي به غربي است و در انتها، قله حيدره و سپس قله الوند قرار دارد. دره حيدره از باغات ميوه و زمين هاي زراعتي پوشيده شده است. در كف دره رود خانه اي در جريان است، كه مانند ساير رودهاي دامنه شمالي الوند به " قره چاي " متصل مي شود. سر چشمه رود خانه حيدره چشمه ساره هاي يال ها و دامنه هاي اطراف دره مي باشد. انتهاي دره كه به دامنه ها، و شيب هاي تند كوهستان الوند محدود مي شود، بسيار با صفاست و چشم انداز زيبايي دارد، و به " ايسيلان حيدره " مشهور است . محصول باغات و مزارع اين دره، انواع ميوه و فرآورده هاي كشاورزي است. روستانيان حيدره به ضغال دامداري و زنبور داري نيز اشتغال دارند و عسل حيدره در همدان از شهرت خاصي برخوردار است. دامنه مقابل روستا از گونه هاي گياهي خاصي پوشيده شده و به همين دليل منطقه اي حفاظت شده مي باشد. همچنين در اين منطقه، عمليات آبخيزداري به دو شكل مكانيكي و بيو لوژيكي انجام شده است. دره ديوين ( ديو يجين ): اين دره در حاشيه جنوبي شهر همدان و غرب دره مراد بيك و به موازات آن قرار دارد. و امتداد آن از شمال غربي به جنوب شرقي است. انتهاي دره ديوين به دامنه كوههاي معروف به چهار قله مي رسد. دو چشمه از چشمه هاي معروف رشته كوه الوند به نامهاي چشمه قاضي، و چشمه ملك در چمن زارهاي مشرف به اين دره جاري هستند. در دامنه اين دره دهكده اي قديمي نيز به همين نام ( روستاي دوين ) قرار دارد. كار اصلي روستانيان اين دره باغداري است و پرورش درختان ميوه مانند زردآلو، گيلاس، آلبالو، گردو، بادام، و غيره در آن رايج است. شغال ديگر آنها گاوداري است و بعضي هم به استخراج سنگ لاشه و سياه رنگي به نام سنگ فولادي از معادن دامنه غربي دره استغال دارند كه به علت استحكام و زيبايي آن جزه بهترين سنگهاي ساختماني است.
دره شهر ستانه : اين دره از زمينهاي آبرفتي حوالي روستاي اشتران آغاز و در امتداد جاده قديمي همدان به تويسركان ( از طريق گنجنامه )،به روستاهاي سي سانه، قلعه آستيجان و قلعه تيميجان و در انتها در بلند ترين قسمت به روستاي شهر ستانه ختم مي شود. امتداد اين دره در جهت شمال شرقي به جنوب غربي است. بر فراز دره دو قله معروف كوهستان الوند، يعني كلاغ لان و دانم برف قرار گرفته اند. و شيارهاي متعددي از دامنه هاي دره به عمق آن كشيده شده اند، كه هر يك دره اي با صفا و پر آب و و علف مي باشد. دره هاي فرعي پشت تخت، سلطانيه و موسي از آن جمله اند و در جبهه غربي دره شهر ستانه نيز شيارها و چشمه هاي دره طالب ، و سر آب دره طالب، دره كم آزار، دره مدي، دره علي و دره الف آبي را مي توان نام برد. در اين دره با صفا، خرم رود جريان دارد. و ارتفاعات بالا دست مشرف به انتهاي دره از زيستگاههاي عمد كبك محسوب مي گرددو همچنين غاري به نام شهر ستانه در انتهاي اين دره واقع شده است. اهالي روستاهاي دره شهر ستانه عمدتا" به زراعت و باغداري مي پردازند و خشكبار از جمله فرآورده هاي باغات اين دره مي باشد. دره شركان : در دامنه جنوبي كوهستان الوند و در دامنه شيب هاي تندي كه در انتهاي به قله يخچال ( گاو بره ) ختم مي شود. دره سركان قرار گرفته است. امتداد اين دره شمالي- جنوبي مي باشد و به علت اين موقعيت در تمام طول روز از تابش نور خورشيد برخوردار است. در گستره دره ابتدا روستاي آرتيمان، و بعد از آن شهر سركان ئاقع شده است. دره سركان يكي از خوش آب و هوا ترين دره هاي الوند مي باشد، كه رودخانه پر آب سركان نيز در طول دره جاري است و سبب به وجود آمدن باغات و انواع درختان ميوه در آن شده است، كه عبارتند از: گردو ، گيلاس، آلبالو، آلو ، زردآلو،توت، بادام و سيب سرخ كه در سر تا سر دره ديده مي شود وسعت اين دره در حدود 1000 هكتار است. رود سركان از قله شاه نشين بزرگ ( از قلل الوند ) سر چشمه مي گيرد. و پس از دريافت چشمه سارهاي اطراف دره به سمت جنوب جريان مي يابد و از داخل شهر سركان و مجاورت پير كمر بسته عبور نمود و از طريق كرزان رود به قلقل رود متصل مي شود. دره فاران : اين دره با وسعتي حدود 400 هكتار، در شمال شرقي تويسركان واقع شده است. و از درختان انگور، گردو، بادام و سيب پوشيده شده است.دره آرتيمان : اين دره با وسعتي حدود 600 هكتار در حومه تويسركان و نزديك قريه آرتيمان قرار دارد و از درختان : گردو، بادام و سيب پوشيده شده و از آب و هواي بسيار لطيف و مطبوعي برخودار است. نمايي از و شهر سركان
دره :
دره گزندر و سرابي : اين دره با صفا در شرق شهر تويسركان و در ابتداي ورودي اسن شهر از سمت جوكار قرار گرفته است. و در ادامه شيب هاي تند قلل كلاه قاضي و شاه نشين بزرگ به سمت جنوب مي باشد.اين دره با حدود 500 هكتار مساحت، به دليل فراواني آب، و وجود خاك مناسب و نسبتا" عميق در دو دامنه خود استعداد با لاني در زراعت و باغداري دارد و به همين جهت تراس هاي دو سوي رود خانه عمدتا" به باغات گردو اختصاص دارد و درختان ديگري مانند سيب ، زردآلو ، گيلاس و آلبالو نيز وجود دارد. رود سرابي كه در ايمن دره جاري است از كوه كلاه قاضي سر چشمه مي گيرد ، و پس از پيمودن مسيري پر پيچ خم وارد دره گزندر مي شود در اين مسير چشمه هاني نيز به آن متصل مي گردد. آب اين رود در ادامه، از مجاورت كوه، قلندر سياه، روستاي شاه زيد و قلعه قاضي مي گذرد و به قلقل رود مي ريزد. در ارتفاعات مشرف به دره بقاياي سنگرهاي سپاهيان نادر شاه به شكل سنگ چيني ديده مي شود، كه اهالي به آن " طر نادري" مي گويند.اين سنگرها در جنگ با عثمانيها مورد استفاده توپخانه پياده نظام سپاه نادري بوده است. اين دره داراي مناظري زيبا و چشم نواز و آب و هوايي دلپذير است، كه از گذشته هاي دور از تفريحگاههاي مورد توجه اهالي بوده است. دارستان : دارستان نام دره هاي است در شمال تويسركان كه به فاصله 4 كيلومتري از انتهاي خيابان شهدايتويسركان واقع شده است. نام اين دره احتمالا" ممكن است به علت رويش درختاني موسوم به " دار " بوده باشد. گر چه دارستان محل رويش درختچه خودرو و ديمي سماق مي باشد، و از گذشته نيز به دار بودن آن شهرت داشته است.
قله هاي كوهستان الوند :
معروف ترين قله ها، از شمال غربي به جنوب شرقي عبارتند از :
آلما قلاغ 2997 متر، كركس 2959 متر ، قزل ارسلان 3250 متر ، دائم برف 3450 متر، كلاغ لان 3480 متر، الوند، 3584 متر، تاريك دره 3314 متر7 كمر لرزان 3338 متر، چهار قله ( 3184 ، 3172، 3166 و 3170 متر)، يخچال صاحب ( گاو بر ) 3486 متر، شاه نشين 3496 متر، سرخ بلاغ 3124 متر، قاضي 3125 متر به شرح زير :
1-قله آلما قلاغ – اين قله در شمال غربي رشته كوه الوند قرار دارد، و در مجاورت روستاهاي اختاچي، همه كسي و ملهمدره واقع است. فاصله آن تا شهر همدان 46 كيلومتر است اين كوه به خاطر دارا بودن معادن سنگ آهن، با درجه خلوص بالا، اهميت زيادي دارد. بهترين مسير صعود به اين قله، از طيق روستاي باباعلي است و از طريق روستاهاي تاج آباد و اختاچي نيز امكان پذير است آلما قلاغ در فصل بهار بسيار زيباست و به علت بعد مسافت از همدان كمتر مورد توجه است، اما به علت صخره اي بودن مي توان مورد استفاده سنگ نوردان قرار گيرد. از گياهان معروف آن، لاله ساقه كوتاه يا گل حسيني است.
2-قله كركس ( كر كسين ) – آخرين قله كوهستان الوند، در جهت شمال غربي تا گردنه اسد آبد است. صعود به اين قله به علت صخره اي بودن از سمت شمال، و ديواره اي بودن از سمت غرب، با امكانات فني ممكن است . و پناهگاه حيواناتي از قبيل قوچ و ميش است. نزديك ترين و ساده ترين راه صعود آن از طريق روستاي وهنان مي باشد كه حدود 5/2 ساعت به طول مي انجامد . چشمه پر آب و خنكي به نام " چهل چشمه " در اين مسير قرار دارد. در نزديكي قله كركس قله ديگري به نام قراول خانه قرار گرفته است.
3-قله قزل ارسلان – از فراز اين قله چشم انداز و سيعي در مسير جاده همدان به اسد آباد ديده مي شود . بهترين مسير آن، از روستاي و هنان مي باشد ، كه پس از سه ساعت كوه پيمايي به قله قزل ارسلان مي رسد. كوهنوردان از مسير تويسركان و نيز روستاي شهر ستانه كه در جنوب آن قرار دارد، نيز مي توانند به اين قله صعود نمايند .و راه ديگر از ديگر از طريق روستاي برفين است، كه از پايين قله قزل ارسلان مي گذرد. در زمستانها در اين منطقه احتمال ريزش بهمن نيز وجود دارد. اين قله يكي از زيباترين قله هاي رشته كوه الوند و حتي ايران نيز مي باشد.
4-قله دانم برف – اين قله در غرب قله الوند قرار دارد. و با شهر همدان، حدود 20 كيلومتر فاصله دارد. واغلب ايام پوشيده از برف مي باشد. و به همين دليل دانم برف ناميده شده است . اين قله از دامنه هاي شمالي و جنوبي داراي شيب تندي است. راه عود به اين قله، يكي از طريق روستاي برفين و امامزاده كوه مي باشدكه راحت تر است. و راه ديگر آن ، از مسير كلاغ لان است كه كمي دشوارتر است. و مخصوص كوهنوردان حرفه اي است.
5-قله كلاغ لان ( لان كلاغ ) – قله ايست كله قندي ، بر فراز كوهي صخره اي و مشرف به دوزخ دره، يك راه صعود به اين قله از گنجنامه و كيوارستان است، كه از دو مسير قابل دسترسي است : از مسير اول، ابتدا به ميدان ميشان، و بعد به تخت نادر و سپس به يك دو راهي مي رسيم، كه يكي از آنها به قله الوند و ديگري به كلاغ لان ختم مي شود. مسير دوم، از دره كيوارستان به سمت چپ مي باشد كه از جنوب قله الوند به كلاغ لان مي رسد و تقريبا" طول هر دو مسير فوق يكسان است. راه ديگر صعود به كلاغ لان، روستاي برفين ( در مريانج ) مي باشد. كه با 3 ساعت كوه پيمايي به قله مي رسد.
6-قله الوند- الوند بلندترين قله اين كوهستان مي باشد، كه در راس، كمي هموار و مسطح است. در فاصله صخرهبزرگ قله الوند و ديوار جنوبي آن، كه رو به تويسركان است، شكافي كوچك و گود، سنگ چين شده است. كوهنوردان عقيده دارند كه اين شكاف آرامكاه " سام " پسر نوح ( ع) است . يك راه رسيدن به قله الوند از مسير دره گنجنامه ، كيوارستان ،ميدان ميثاق و تخت نادر است كه در ميدان ميثاق دو پناهگاه براي استراحت كوهنوردان موجود مي باشد. .و راه ديگر آن از ضلع جنوبي قله از شهر سركان مي باشد.
7-قله تاريك دره – جاده قديمي همدان به تويسركان ( معروف به جاده شاهي ) از طريق گنجنامه به پيست اسكي تاريك دره، قله تاريك دره ، چهار قله و گردنه تويسركان ختم مي شود. يال شمالي گردنه به كلاغ لان و يال جنوبي آن به قله تاريك دره و چشمه فرشه مي رسد. بهترين راه صعود به اين قله گردنه تويسركان مي باشد. كه دسترسي به آن با دو ساعت كوهنوردي امكان پذير است. علت نامگذاري تاريك دره، طلوع دير هنگام و غروب زود هنگام خورشيد در اين دره بوده است، كه به دليل جهت شمالي به جنوبي دره مي باشد. و همين امر باعث شده تا برفهاي موجود در اين دره سايه بيشتري قرار داشته باشند.
8-قله كمر لرزان- ادامه يال تاريك دره به سمت مشرق، ابتدا به قله لرزان و سپس به چهار قله م رسد .و از سوي ديگر به دره مرادبيك مشرف است . بنابر اين يكي از راههاي صعود به اين قله دره مراد بيك مي باشد. اين دره شيبي 40 درجه دارد. و در همين دره چشمه اي از دل كوه مي جوشد، كه قسمتي از آب آشاميدني اهالي روستاي دره مرادبيك را تامين مي كند. شمال كمر لرزان، تاريك دره و جنوب آن، چشمه فرشه استبه طوريكه چشمه فرشه از اين قله قابل رويت است. روستاي ديو يجين و دره گرگ نيز در ادامه به چهار قله و كمر لزران مي رسند.
9-چهار قله – چهار قله نزديك به هم و تقريبا" هم ارتفاع، در جنوب شرقي قله الوند و بر فراز دره ديوين قرار دارد. در جنوب اين كوهها قله كمر لرزان واقع است، كه مشرف به پيست اسكي تاريك دره مي باشد. و در دامنه شمالي آن، چشمه ملك و چشمه قاضي در جريان هستند. كوتاه ترين راه دسترسي به چهار قله از طريق دره گوساله است و از دره ديوين و در مراد بيك هم مي توان به اين قله ها صعود كرد.
10-قله يخچال صاحب ( گاو بره ) – اين قله به يخچال صاحب الزمان ( ع ) نيز شهرت دارد. و تابش نور خورشيد در آن مايل است و به همين دليل گرماي كمتري به آن مي رسد برفهايش ديرتر ذوب مي شود. و. اطلاق نام يخچال نيز به همين علت است. اولين برف پائيزي و يا زمستاني اين كوه را سفيد پوش مي كند و حتي در تابستان نيز داراي هواي بسيار سردي است. و بيشترين آب ورودي به سد اكباتان همدان از طريق همين قله تامين مي شود. راه صعود، از طريق دره مرادبيك به چشمه سنگ سفيد، و در ادامه به هزارپيچ و سپس به يخچال مي رسد. فاصله اين قله از شهر همدان 17 كيلومتر است. اين قله از خط الراس تاريك دره نيز دسترسي است. قابل
11-قله شاه نشين – در جنوب غربي قله كلاه قاضي، قله شاه نشين بزرگ قرار گرفته است. مسير صعود به آن از روستاي ابرو مي باشد. اين قله پس از الوند مرتفع ترين قلل كوهستان الوند مي باشد و رود هاي منشعب از آن در دامنه شمالي، در نهايت به سد اكباتان جاري مي شود. اخيرا" به همت كوهنوردان تويسركاني جان پناه كوچكي در جمن شاه نشين احداث شده است. راه دسترسي به قله شاه نشين از كلاه قاضي به سمت يخچال، با حدود نيم ساعت كوهپيمايي ميسر مي باشد.
12-قله كلاه قاضي – در ادامه رشته كوه الوند به سمت جنوب شرقي و بعد از قله يخچال صاحب، قله كلاه قاضي قرار دارد، كه در فاصله 15 كيلومتري جنوب شهر همدان واقع است. راه صعود به آن از طريق شاه نشين روستي ابرو، راه خاكي روستاي سيمين و دره عرب خان مي باشد. و براي رسيدن به آن به صورت پياده حدود 3 ساعت زمان لازم است.
منبع:www.hamedanmiras.ir
ما یک سایت آموزش کوهنوردی زدیم و کلی مطلب از وبلاگها دزدیدیم وزدیم تا هدفمان فقط آموزش باشد ومسائل حاشیه ای توش ننویسیم.ولی دوستان امان نمی دهند ومدام از ما خاطره طلب می کنند.مدام هم می پرسند ما با کدام گروه می رویم بالا. نمی دانم از کجای خاطرات بنویسم.دوستان شمالی که ما را می شناسند.چند سالی راهنما و همصعود دوستان بودیم ودوره های سنگ راهم در تهران دیدیم.اوایل کوهنوردی ها فقط به هدف دوست پیدا کردن وبه قول بچه ها دختر بازی بود .روزهایی که در صعود به همه چیز توجه داشتیم جز زیبایی های طبیعت.حرکات خزندگان رادر چادرها تمرین می کردیم ومعجون های مختلف غذایی اختراع می کردیم که می شد یک چیزی مثل آیس پک شکلاتی این روزها.خانم میم وخانم شین مدام با ما بودند وبا وجودی که در جلسات گروه که ما دائما غایب بودیم پشت سر ما صفحه می گذاشتند ولی اسم مارا گذاشتند خواجه محرم وحتی باما بارها در یک رخت.... ببخشید چادر خوابیدند.خانم بیب هم مدام با ما بود ومسئول آوردن ضبط و آلودگی صوتی کوه بود.یک بار هم ما را وادار کرد داخل کوه ودر سرمای پائیز لخت شویم تا طبقات شکم ما را بشمرد وعکس از ما بگیرد بزند توی وبلاگ کنونی اش که خودمان هم این عکسها را نداریم.اتاق این خانم که در دوران مجردی ایشان دیدیم چیزی مثل بازار سمسارها بود وکلی لاو ترکانده بودند روی در ودیوار.حالا خودم متعجبم چه کسانی اصرار دارند ما از قدیم ها بنویسیم وما را ایمیل باران می کنند.بدترین خاطرات من بعد از سیاه شدن انگشتان پا وکبودی پاها وسرمازدگی های خفیف ولی دردناک امداد ونجات هایی بود که با بازگرداندن جنازه ها همراه می شد.آدمهایی که بدون تجربه وفقط بخاطر خودنمایی خود را به کشتن می دادند وافرادی که فکر می کردند تنهایی بروند کوه راحت ترند.این اواخر هم که کوه رفتن ما شده صحبت های سیاسی وبحث های بچه ها در مورد همه چیز .یک گروه جومونگی هم به ما اضافه شده که خط به خط این سریال که من یکی دو قسمتش را توفیق داشتم ببینم حفظ هستند وحتی به لطف دی وی دی ها از آینده آن هم باخبرند.التماس هرکس رابرای لوازم فنی گران قیمت می کردیم جاخالی می داد ویا به یکی قرض داده بود یا نداشت.جیغ خانم ها از بریده شدن قوزک پا بخاطر گوش نکردن به نصایح ما پیر شدگان کوه به حدی شدید بود که گاهی بلافاصله سرم مار در می آوردیم تا نکند نیش مار عده ای را از متاهلی به مجردی برگرداند.تست های سرپایی ضربه مغزی را هم زمانی که سنگ ول می کردند توی سر وکله مردهای بدبخت داشتیم.دکتر گوش مروارید هم که این اواخر با همسر محترم به ما ملحق شد ومدام از طرز شستن لباس ها واستفاده از داروها وبیماریها اطلاعات می داد.همین هفته پیش که علایم آنفولانزای خوکی را می داد فهمیدیم به احتمال نود درصد ما هم این مریضی را داریم.از نویسندگانی بگویم که در دل تاریکی که از پناهگاه دور می شوند تا مطلبی شعری چیزی بنویسند وهمسران مبارک کلی آرامش پیدا می کنندوبلافاصله تا چادر خانم ها برپا شد بلوتوث های بی تربیتی بین مردهای منحرف رد وبدل می شود.گاهی هم از دستشان در می رود صدای گوشی را نمی بندند وکلی آدم رنگ عوض می کند.گرچه جاسوسان گاهی خبر می دهند که خانم ها هم دست به بلوتوث خوبی دارند.خانم الف را هم داریم که ما تا اورا می بینیم یاد خیار شور می افتیم.نه که بنده خدا شکل خیار شور باشد بلکه ازبس خیار شور وترشی هفت بیجار واین چیز ها می آورد کوه ما تا او را می بینیم دهنمان آب می افتد.؟؟ خانم جیم هم که سفالگر است وبیچاره شوهرش مدام بچه گل آلودشان را می شوید کوزه وگلدان خانه مان را جور می کند وما مجبوریم مدام گل بخریم وخشک شود.البته ایشان زمان عکس گرفتن مثل قورباغه می پرد بالای سنگ ها ومارا مجبور می کند عکس های فتوژنیک از او بگیریم.ما هم که دوربینمان دربست در اختیار تیم است . مجردی ها در نور شمع خانم ها را دید می زدیم وحالا چراغهای پرنور در آمده وکار همه را راحت کرده ولی ما متاهل شده ایم وشوروحال قدیم ها را نداریم.گاهی هم که تعدادمان کم است شده پنج نفری چپیده ایم توی ماشین دکتر جان وپژوی نوی ایشان را مورد عنایت خاص خود قرار داده ایم. کلی هم ادای آدم های خوشحال را در آورده ایم که یعنی دارد به ما حسابی خوش می گذرد.
| . |
لایه گورتکس ترکیبی از دو ماده منحصر بفرد به ثبت رسیده است .یکی از این دو جزء تترا فلوئورو اتیلن
خالص ePTFE))است که در هر اینچ مربع 9 میلیارد منفذ دارد . هر یک از این منافذ بسیار کوچکتر از یک
قطره ریز آب( 20000 بار)امابسیار بزرگترازیک مولکول بخار آب(700 بار)است.
قطره نمی تواند از منافذ لایه عبور کند ولی مولکول به صورت بخار قادر به عبور از آن است . قابلیت عبور
بخار را " قابلیت تنفس " می نامند . جزء دیگر ماده ای است که روغن و چربی را بخود نمی گیرد (دافع
چربی) و از آلوده شدن گورتکس به مواد چرب نظیر روغن های نفتی ,مواد غذایی,حشره کشها و دیگر مواد
مضر جلوگیری می کند.
برای ایجاد یک پوشش ضد آب و باد که در عین حال " قابلیت تنفس "را حفظ کند لایه گورتکس را روی
پارچه های دیگر می پوشانند پارچه هایی که بر چسب اجاره نامه ما را دریافت کرده و توسط طرف های
تجاری ما عرضه میشوند مجهز به پوشش گورتکس و بنابراین ضمن حفظ " قابلیت تنفس " ضد آب و ضد
هوا نیز هستند .
تفاوت بین پارچه دافع آب (water repellent) وضد آب (water proof)
پارچه های دافع آب در برابر ورود آب با فشارهایی کمتر از یک پوند بر اینچ مربع (1p.s.i) مقاومت می
کنند . این پارچه ها در مواردی کاربرد معقول و قابل قبولی دارند اما در هوای مرطوب حفاظ های مطمئنی
نیستند . اما برای پارچه ضد آب , استاندارد و معیار مشخصی تعریف نشده است .باید این نوع پارچه ها
هنگام رفتن در هوای در هوای بارانی یا زانو زدن و نشستن روی سطوح خیس یا مثلا" هنگام شکار ماهی
آزاد در آلاسکا در برابر ورود آب ,مقاوم باشند . مثلا" شخصی با وزن ۷۵ کیلو گرم هنگام نشستن p.s.i 3
فشار (سه پوند بر اینچ ) و هنگام زانو زدن p.s.i16فشار بر تکیه گاه خود وارد می کند و میزان مقاومت
پارچه گورتکس p.s.i 65 است . پارچه های معمولی با منافذ ریز حدود ۳/۳ تا ۵ پوند بر اینچ مربع طبق
استاندارد ISO 811 مقاومت دارند.
" قابلیت تنفس " چیست و چرا به آن نیازمندیم ؟
بدن تر ۲۶بار بیشتر از بدن خشک گرما را از طریق رسانش تلف می کند . پس اگر لباس بطرز مناسبی
" تنفس" نکند ,بدن با عرق کردن مرطوب شده و اتلاف گرمایی آن شتاب می گیرد و باعث احساس
ناراحتی شدید می شود . ممکن است احساس شود که پارچه لباس نشتی دارد و بدن در خطر افت دمای شدید
قرار گیرد . هر چه جذب رطوبت از پوست سریعتر باشد ,احساس راحتی بیشتری می شود . پارچه های
گورتکس از حیث دوام ,قابلیت تنفس ,ضد آب بودن بهترین پارچه های موجود است.
معنی " بیشتر ضد آب بودن " چیست ؟ این اصطلاح درست است یا نه ؟
هر چه پارچه در برابر نفوذ آب تحت فشار مقاومتر باشد " ضذ آب تر " است. ممکن است هنگام نشستن روی
یک سطح خیس ,نشیمنگاه خشک بماند اما با زانو زدن روی همان سطح ,آب به درون لباس نفوذ کند یا مثلا"
پارچه ای که حداکثر در برابر ۳پوند بر اینچ مربع فشار ,از نفوذ آب جلوگیری می کند نسبت به |پارچه ای که
حداکثر مقاومت آن۱/ ۳ پوند بر اینچ مربع است ,کمتر ضد آب است . عموما" برای تعیین و میزان " ضد آب"
بودن یک پارچه ,یکی از سه نوع آزمون رایج است که از میان آنها آزمون هیدروستاتیکی و فرم انگلیسی
(ISO 811) بیشتر واقع گراست زیرا با شبیه سازی آزمایشگاهی آن می توان پارچه های واقعی موجود در
جهان واقعی را مورد آزمایش قرار داد. گور این روش را برای آزمون پارچه های خود انتخاب کرده است.
پارجه ها چگونه " تنفس " می کنند ؟
آهنگ زمانی نرخ انتقال ذرات بخار آب : سرعت عبور ذرات بخار آب از یک پارچه تابع خارج قسمت
نیروی رانش بر مقاومت پارچه در برابر عبور آب است. نیروی رانش از اثر متقابل رطوبت و گرما تامین
میشود . هر گاه گرما و رطوبت درون پارچه زیاد شود,بخار به بیرون رفتن تمایل پیدا می کند . مقاومت
(RET) پارچه یا هر چیز دیگر عامل ایستادگی در برابر عبور آب است . هر یک از لایه های پارچه, و نه
تنها لایه خارجی , چنین مقاومتی دارند . ازدیاد مقاومت ,عبور بخار را کاهش می دهد ( که مفهوم کاهش
"قابلیت تنفس " است ).
آیا روپوش گورتکس با دوام است ؟
هیچ محصولی تا ابد دوام ندارد و گورتکس نیز چنین است و سرانجام فرسوده می شود . اما دوام ,ضد آب
بودن ,و"قابلیت تنفس" گورتکس بالاتر از همه است و در مقایسه با محصولات مشابه ,عمر بیشتری دارد .از
مزیت های آن انعطاف در برابر رطوبت و سایش است که گورتکس از این جهات آزمون موفقیت آمیز را
گذرانیده و می گذراند . درزهای (SEAM) گورتکس در برابر پیچش ۵ تا ۱۶ بار با دوام تر از دیگر پارچه
هاست و با رعایت دستورات نگهداری که توسط تولید کننده ارائه می شود دوام از این هم بیشتر می شود .
اولین بالا پوش گورتکس من نشتی داشت . چرا باید یکی دیگر بخرم ؟
تعداد زیادی از روپوشهای اولیه ای که گورتکس (تولید سالهای ۱۹۷۸ ) به بازار عرضه کرد به دلیل آب
بندی نبودن درزها با چربی موجود در عرق بدن آلوده می شدند و آب به درون آنها نفوذ می کرد .اما همانها
هم از محصولات دیگری که با هم به بازار آمده بودند با دوامتر بودند . بیش از ۱۷سال تحقیق ,بهبود دهی ¸
صرف زمان ¸ تلاش ¸ و سر مایه گذاری عظیم ¸ بالا پوشهای نشتی آن روزگاران را به محصولات با دوام ¸
نفوذ ناپذیر ¸ خشک و راحت امروزی تبد یل کرد . این بهبود ¸ آنهایی را که با اجازه نامه و زیر نظر خود¸
به تولید اشتغال دارند نیز شامل می شود وهر طرح جدید در شرایط شبیه سازی شده بارانهای شدید ¸ مورد
آزمون قرار می گیرد از ۱۹۸۹ به اینطرف فقط محصولاتی به بازار عرضه می شوند که از عهده آزمونهای
دقیق شبیه سازی شده برای شرایط سخت بر آمده باشند .برای مو فقیت در این آزمون ¸ همه درزها را با
نوار نفوذ ناپذیر گور سیم GORE SEAM و مسدود کنند های ضد هوا با ساختار پیچیده می پو شانند
واضح است که طراحی و تولید نیز باید مناسب باشد .
چرا محصولات گورتکس اینقدر گران هستند ؟
زیرا بهترین مواد اولیه و پارچه هایی با کا رآیی بی نظیر در آن بکار رفته اند . فقط به بهترین تولید کنندگان¸
اجازه تولید گورتکس داده می شود و فقط این تولید کنندگان قادر به تولید گورتکس هستند . گور استاندارد
بالایی را در کنترل کیفیت کالا بکار می گیرد همه درز های بیرونی باید با نوار گور آب بندی شود . همه
طرحها قبل از ارائه به بازار باید از عهده آزمونهای جدی برآیند ¸ در نتیجه گور ظریف ترین¸ با دوامترین ¸
نفوذ ناپذیر ترین محصول با قابلیت تنفس بالا را به بازار عرضه می کند . هیچکس قادر به رقابت با آن
نیست .
مواظبت از پارچه های گورتکس
این مواظبت ها آسان است . کافی است در ماشین لباسشویی با آب نیم گرم یا با پودر معمولی و آب ولرم شسته
شوند . دستور شستن روی بر چسب های چاپ و به لباس دوخته شده اند و همراه با هر یک از لباسها
دستورالعمل چاپی به خریدار داده میشود.
آیامواظبت از بادگیرهای گور مشکل است ؟
مواظبت از این بادگیر ها نیز آسان است . کافیست بادگیر را در ماشین با آب گرم یا با آب گرم و پودر شسته
وتمیز کنید . بر چسب دستور نگهداری به بادگیر دوخته شده است.
آیامی توان گورتکس را به خشکشویی داد ؟
خشکشویی به گورتکس آسیب نمی رساند به شرط اینکه حرفه ای عمل شود و از پاک کننده مناسب استفاده
شود .
چگونه لکه های گورتکس را می توان پاک کرد ؟
بعضی لکه ها نظیر مرده حشرات و شیره های گیاهی ممکن است پاک نشود اما بر تنفس پارچه اثری ندارد .
برای بارانی های گورتکس نیز از پیش شوینده استفاده کنید ( نظیر shout یا شوینده های اسپری گازی )
دستور پیش شویی را از برچسب دوخته شده به لباس بخوانید و بر طبق دستور محافظت گورتکس به شستن
بعدی اقدام کنید . بعضی از لکه های مقاوم را متخصصان حرفه ای می توانند پاک کند .
تفاوت بین پارچه بادشکن و پارچه ضد آب گورتکس
پارچه های بادشکن گورتکس در بالا پوششهای کرکی نظیر باد شکن ¸کت کرک دار ¸جلیقه ¸کلاه به خاطر
سبکی و راحتی در شرایط متفاوت آب و هوایی مورد استفاده قرار می گیرند. بادشکن های کرکی ۵ /۲
برابر دو پو شهای کرکدار استاندارد گرمی دارند . بادشکن های گور کاملا" ضد باد و قابل تنفس اند اما ضد
آب نیستند و برای هوای مرطوب تهیه نشده اند.لذا به درزها و شکافهای ضد آب و ضد هوا که در کت های
بارانی معمول است مجهز نیستند .
فناوری پارچه های گورتکس برای رفتن در آب چیست ؟
تکنولوژی بالا پوشهای غوطه وری که حاصل استفاده از پارچه منحصر بفرد چند لایه ¸ فرآیند آب بندی درز¸
و فناوری تولید است نخستین بار توسط گور برای تهیه لباس ملوانان نیروی دریایی بکار گرفته شد . بخار
حاصل از عرق بدن روی سطح درونی این پارچه جایگیر نمی شود تا ملوان احساس ناراحتی ناشی از سرما
و سنگینی رطوبت نکند . این فن آوری به لباس امکان می دهد که هنگام فرو رفتن کامل به زیر آب به راحتی
تنفس کند . در نتیجه کسی که این لباس را بپوشد چه درون استخر آب یخ سالن باشد چه درون قایق شناور
احساس راحتی می کند . برخورد با اجسام تیز و برنده باعث سوراخ شدن آن می شود.
منبع : وب سايت پرسون
رضا قاسمی
«چگونه آتش روشن کنيم؟»
اصولا يکي از مهارتهاي اوليه که هر طبيعت گردي بايد آنرا به خوبي فرا بگيرد باشد همين طريقه صحيح و موثر آتش درست کردن است. خصوصا که اين امر در فصول سرد سال که ممکن است به خاطر شرايط بد جوي،شب ماني هاي اجباري در طبيعت صورت گيرد يا اينکه به هر علتي(گرم شدن،غذاپختن،خشک کردن لباس و...)احتياج به آتش داشته داشته باشيم ،حالتي کاملا حياتي پيدا ميکند.
کليات:
ما براي روشن کردن آتش به سه عامل اساسي احتاج داريم:
1-آتش زنه:وسيله اي که ميتواند اولين شعله يا جرقه را براي توليد آتش ايجاد کند،از قبيل:کبريت-فندک-ذره بين و...
2-آتش گير:موادي هستند که به سرعت مشتعل مي شوند و ميتوان هسته اوليه آتش رابا آنها توليد کرد،از قبيل:خارو خاشاک،برگهاي خشک،کاغذ،نفت،الکل و ...
3- سوختها:موادي که اشتعال آنها هدف نهايي آتش روشن کردن است از قبيل: چوب ،فضولات خشک حيوانات، بته و ..
قسمت اول:«آتش زنه ها»
همانطور که پيشتر گفته شد؛آتش زنه ها وسايلي هستند که اولين شعله يا جرقه را براي توليد آتش ايجاد مي کنند.که فندک و کبريت معمولي ترين نوع اين وسايل هستند.
1-فندکها:
اگر توجه کرده باشيد انواع و اقسام فندک با مکانيزمهاي مختلف در بازار موجود ميباشد ولي انواعي که به کار بحث ما مي آيند از اين قرارند:
1-بهترين نوع فندکي که مي توان از آن در طبيعت و شرايط بد جوي استفاده کرد از نوعي هست که به فندک المنتي مشهور هست .اين فندکها به خاطر خاصيت ضد باد بودنشان از کارايي بسيار خوبي در طبيعت برخوردارند و لي بايد در اسفاده از آنها اين نکته را هميشه به خاطر سپرد که:مصرف سوخت اين فندکها بسيار بالاست و حتما بعد از چند بار استفاده بايد شارژ مجدد شوند.
2-فندکهاي موسوم به که از سوخت مايع استفاده مي کنندالبته به شرطي که از انواع مرغوب آنها استفاده شود.
توجه:استفاده از فندکهاي معمولي گازي مخصوصا نوع موسوم به مگنتي به خاطرعدم کارايي در هواي بادي به هيچ وجه توصيه نميشود.
2-کبريت:
مشخصات يک کبريت خوب:
1-داراي چوب بلند باشد.
2-گوگرد سر آن زياد باشد.
کبريت متداولترين نوع آتشزنه هست ولي حساسيت آن به رطوبت بزرگترين نقطه ضعف آن مي باشد.پس هميشه يادمان باشد که حداقل يک بسته کبريت را در خشکترين جاي ممکن قرار دهيم به طوري که مطمئن باشيم اگر وسايلمان ساعتها در زير باران يا در معرض رطوبت قرار گيرد،کبريتها از خيسي در امانند!
اصولا نگه داري کبريت در لباس توصيه نميشود چرا که حتي اگر رطوبت بيرون نتواند آن را خراب کند،رطوبت داخل خود لباس که ناشي از عمل تعرق است،ممکن است سبب خيسي آن گردد.
حال ببينيم چگونه مي توانيم يک کبريت ضد آب داشته باشيم:
براي ضد آب کردن کبريت دو روش را مورد بحث قرار مي دهيم:
روش اول :ضد آب کردن تک تک چوب کبريت ها که با غوطه ور کردن آنها در پارافين مايع حاصل ميشود.که البته خودم به اين روش اعتقاد چنداني ندارم زيرا در اين حالت کبريتها در هواي سرد به خوبي روشن نميشوند و پارافين موجود در سر آنها سبب خرابي سمباده کبريت مي شود. اگر از اين روش استفاده مي کنيد براي رفع اين عيب حتما يادتان باشد قبل از کبريت کشيدن حتما پارافين موجود در سر کبريت را جدا کنيد و سپس کبريت بکشيد!
روش دوم :ساختن يک قوطي کبرين ضد باد
براي اين کار به يک قوطي خالي فيلم ،يک شمع،مقداري پنبه و مقداري چسب برق احتياج داريم.
يک قوطي خالي فيلم تقريبا گنجايش يک بسته کبريت پر را دارد.
در چيدن کبريتها در داخل قوطي به اين روش عمل کنيد:
1-يک لايه نازک پنبه در ته قوطي قرار دهيد؛اين لايه پنبه اي مانند محافظي سر هاي گوگردي چوبها را در بر ميگيرد و مانع سايش آتها به هم مي شود.
2-دو کاغذ سمباده کبريت را هم ببريد و در داخل قوطي قرار دهيد.
3-کبريتها را طوري بچينيد که که سرهاي گوگردي آنها در کف قوطي و بر روي پنبه قرار گيرد؛اين نحوه چيدن به اين خاطر است که در هنگام استفاده اگر با دست خيس مجبور به برداشتن کبريت بشويم رطوبت دست باعث خيسي سر گوگردي نشود.
4-کبريتها را به طور متراکم کنار هم بچينيد به طوري که جاي بازي نداشته باشد،البته نه آنقدر که سبب شکستگي سر هاي گوگرديشان شود.
5-اگر طول چوب کبريتها کمتر از طول قوطي بود روي آنها يک گلوله پنبه اي قرار دهيد تا بعد از بستن درقوطي نتوانند از جاي خود تکان بخورند و بر روي هم بلغزند.
6-بعد از اينکه از کاملا بسته شدن در قوطي مطمئن شديد ور در قوطي را کاملا با پارافين مذاب آب بندي کنيد براي اينکار ميتوانيد از يک شمع روشن استفاده کنيد.
7-خيلي سريع تا پارافين کاملا نبسته،با استفاده از چسب برق درو در قوطي را 6-5 دور محکم چسب بپيچيد.
از مزاياي اين قوطي اين است که حتي اگر داخل آب بيفتد بر روي آن شناور ميماند و کبريتهاي داخل آن از رطوبت مصون مي باشند.
توجه:از اين کبريت در مواقع کاملا اضطراري استفاده نماييد و در حالت عادي از ديگر کبريتهايي که بايد حتما به همراه داشته باشيد استفاده کنيد.
نکته :ر شرايطي که باد ميوزد و کبريت روشن کردن مشکل است ميتوان به جاي يک کبريت از چند کبريت استفاده کرد به اين ترتيب که کبريتها را طوري بگيريد که سر کبريت دوم مماس بر انتهاي گوگرد کبريت اولي باشد (به شکل پله) و سپس کبريت بکشيد.
قسمت دوم:«آتش گير ها»
همانطوري که پيشتر ذکر شد آتش گير ها موادي هستند که به آساني آتش مي گيرندو ما براي به وجود آوردن هسته اوليه آتش از آنها استفاده مي کنيم،به عنوان مثال نفت ، الکل، برگ خشک درختان،خارو خاشاک،بته هاي کوچک،کاغذ ،پنبه، قرصهاي الکل جامد و...از جمله اين مواد هستند.
اگر قرار به انتخاب در بين اين مواد باشد؛من خودم نفت را به همه اينها ترجيح ميدهم،اگر چه اين انتخاب ممکن است غير حرفه اي بنمايد ولي مزايايي دارد که نمي توان به سادگي از آنها چشم پوشيد،از جمله اينکه ميتوان مطمئن بود که هر چوبي را هر قدر که خيس شده باشد (به شرط آرايش درست چوبها)ميتوان روشن کرد،و اين نکته در فصلهاي خيس سال بسيار حائز اهميت است.
از نفت که بگذريم در مورد الکل بايد بگويم که شعله آن قوت چنداني ندارد و در برابر باد نيز شعله آن مقاومت شعله نفت را ندارد،پس اگر قرار به بردن آتش گير مايع باشد همان نفت خيلي کاراتر و بهتر است ،البته به شرطي که خوب آن را بسته بندي کنيد به طوري که هيچ نشتي به داخل ديگر وسايل نداشته باشد.
بعد از آتشگير هاي مايع بقيه آنهايي که ذکر شد در يک رده قرار ميگيرند و اولويت خاصي نسبت به هم ندارند.
توجه :در فصلهاي خيس سال حتما آتشگير به همراه خود داشته باشيد،چند برگ روزنامه يا يک شيشه کوچک نفت يا چندتا قرص الکل جامد ميتوانند در اين شرايط خيلي به شما کمک کنند!
ادامه بحث آتشگيرها :طرز تهيه فتيله پارافيني
براي درست کردن اين فتيله احتياج به نخ قرقره ،پنبه،پارافين مذاب(ميتوانيد شمع را بر روي حرارت خيلي ملايم ذوب کنيد) و مقداري سيم نازک آهني (سيمهايي که در گل سازي مصرف دارند) داريم.
ابتدا يک گلوله نسبتا بزرگ پنبه را بر ميداريم و آنرا به شکل يک نوار 10 سانتي در مي آوريم قطر اين نوار بايد به حدي باشد که وقتي آنرا فشرده مي کنيم کمي از يک مداد معمولي ضخيم تر باشد(حدود 7-6 ميليمتر)سپس از سيم يک قطعه به طول 20 سانتيمتر مبريم و آن را در طول نوار پنبه اي فرو ميکنيم به طوري که از طرف مقابل حدود 1 سانتيمتر بيرون بزند سپس با نخ قرقره به صورت کاملا فشرده دور نوار پنبه اي را مي پيچيم در اين هنگام فتيله شما بايد به شکل فشفشه در آمده باشد!
سپس فتيله را به مدت 15 دقيقه در پارافين مذاب غوطه ور ميکنيم و سپس آن را در معرض هواي آزاد قرار مي دهيم تا پارافين جذب شده به خوبي ببندد.
به اين روش 5-4 عدد فتيله درست کنيد وبه دور هر کداو ورق نازکي از کاغذ بپيچيد تا به هم نچسبند،و انها را در جايي مصون از رطوبت و گرماي زياد قرار دهيد.
از سيم آهني ميتوانيد به عنوان دسته استفاده کنيد يا اينکه اگر خواستيد از فتيله به عنوان منبع روشنايي استفاده کنيد براحتي مي توانيد آن را در هر شکاف يا خاکي فرو کنيد.
3-سوختها
همانطور که گفته شد سوختها موادي هستند که اشتعال آنها هدف نهايي پروسه روشن کردن آتش است؛از عمده ترين اين مواد مي توان به چوب،فضولات خشک حيوانات،زغال و... اشاره کرد.
لازم به ذکر است که چوب يا زغال هرچه سبکتر باشند تندسوزتر هستند و البته سريعتر هم آتش مي گيرند.چوب درختان سوزني برگ مثل سرو و کاج به علت داشتن صمغي که خوب مي سوزد،خيلي سريع آتش مي گيرند(البته به شرطي که خشک باشند).
چوبهاي تازه درخت به هيچ عنوان سوخت خوبي به شمار نميايند و هنگام سوختن دود بسيار غليظي در هوا منتشر مي کنندکه به هيچ وجه مطلوب نيست،در صورت استفاده از اين چوبها بايد ابتدا آنها را در اطراف آتش قرار داد تا خشک شوند و سپس از آنها استفاده نمود.
فضولات خشک حيوانات نيز سوخت بسيار مطلوبي به شمار مي آيند و مي توانيد از آنها نيز به عنوان سوخت استفاده نماييد.
نکته : در فصل زمستان از به همراه داشتن مقداري زغال سبک چوب (زغال ليمو يا نارنج براي کار ما مطلوب نيستند) هيچگاه ضرر نخواهيد کرد،اين زغال ها ميتوانند به عنوان هسته اوليه به کار روند و حرارت ناشي از آنها ميتواند چوبهاي آبديده زمستاني را به خوبي خشک کند!
روشهاي روشن کردن آتش
روشهاي زيادي بسته به نوع و اندازه چوبهاي موجودبراي آتش روشن کردن وجود دارد،من در اينجا دو روش بسيار ساده و کاربردي را توضيح ميدهم:
روش اول:
اگر در بين چوبهايي که جمع آوري کرده ايد کنده(چوب قطور) هم هست از اين روش استفاده کنيد:
کنده را بر روي سطح صافي قرار دهيد به طوريکه امتداد طول کنده در جهت وزش باد باشد سپس يک طرف يا دو طرف(بسته به حجم آتش مورد نياز)طول کنده را به طور کاملا فشرده از مواد آتش گير مانند خاروخاشاک و.. پر کنيد.سپس چوبهاي نازکتر را به طور اريب به صورتي که با کنده زاويه 90 درجه بسازند را روي کنده بچينيد سپس مواد آتش گير را روشن کنيد وقتي خوب شعله ور شدند مقداري از همان مواد را هم روي چوبها بريزيد تا چوبهاي نازکتر خوب مشتعل شوند.اين نوع آتش احتياج زيادي به مراقبت ندارد فقط هر از چند گاهي به آن چوب اضافه کنيد .
روش دوم:
اگر کنده در اختيار نداريد و چوبها همه نازکند از اين روش استفاده کنيد:
چاله کوچکي در زمين درست کنيد و آن را به طور فشرده مملو از مواد آتش گير کنيد سپس چوبها را به صورت شعاعهاي دايره اي که مرکز آن وسط چاله است بچينيد به طوري که سرهاي آنها بر روي هم قرار گيرد و حالت طبقاتي پيدا کنند.مواد زيرين را روشن کنيد و وقتي خوب مشتعل شدند باز هم از مواد اتش گير بر روي چوبها بريزيد تا چوبها خوب بگيرند،اين آتش احتياج به نگه داري دارد و بايد با عوض کردن جاي چوبها و اضافه کردن چوب از خاموش شدن آن جلو گيري کنيد.
نکات تکميلي:
1-براي جلو گيري از هدر رفتن حرارت آتش مي توانيم با ساختن يک ديواره سنگي يا چوبي به شکل نيم دايره بر دور آتش حرارت آن را به سمتي که مي خواهيم(جهت مقابل ديواره) رفلکت کنيم.
2-در فصل زمستان و هنگام برف هيچگاه در زير درختي که برف بر روي آن نشسته است آتش روشن نکنيد و اگر مجبور به اين کار هستيد قبل از آن برف درخت را بتکانيد.
3-هيچگاه مستقيما بر روي برف آتش درست نکنيد،براي اينکار قبلا محلي را براي درست کردن آتش با استفاده از سنگ يا چوب بسازيد.
توجه: نکات بعدي در مورد تعهد ما نسبت به طبيعت و آتشي است که در آن برافروخته ايم:
4-اگر در محيطي آتش روشن مي کنيد که مملو از چوب،خا رو خاشاک و مواد سوختني است؛ابتدا مکاني را که ميخواهيد در آن آتش روشن کنيد را به طور کامل از مواد سوختي پاک کنيد و سپس با چيدن سنگ به دور آن يک ديوار کوتاه درست کنيد تا آتش نتواند بر اثر وزش باد گسترش پيدا کند و باعث يک آتش سوزي نا خواسته شود.
5-جز در مواقع واقعا اضطراري از شاخه هاي سبز و تازه درختان به عنوان سوخت استفاده نکنيد.
6-اگر براي روشن کردن آتش از بته استفاده مي کنيد؛حتي الامکان آنها را از ريشه در نياوريد بلکه با استفاده از يک وسيله تيز(کارد،داس...)قسمتي از آنها را که بيرون از خاک است ببريد.
خيلي مهم:
7-به عنوان يک طبيعت دوست متعهد مسئوليت کامل آتشي را که برافروخته ايد به عهده بگيريد و در هنگام ترک محل از خاموش بودن آن اطمينان کامل حاصل کنید.
اين پديده وقتي رخ مي دهد كه ملتحمه چشم توسط اشعه ماوراء بنفش خورشيد دچار سوختگي مي شود. اين حالت اغلب ناشي از تابش خورشيد بر روي برف مي باشد .هيچ علامت آگاه كننده اي وجود ندارد. علايم و نشانه ها بعد از 12-2 ساعت ظاهر مي شود .در مورد كسي كه از درد شديد چشم نمي تواند (يا تمايلي ندارد) چشمهايش را باز كند، از اشك شديد رنج مي برد، در پلكهايش احساس سوزش مي كند يا سردرد داشته و دچار افسردگي است، بايد به اين عارضه مشكوك شويد .
1-12 درمــان :
1- چشمهان او را بانداژ كنيد .
2- كمپرسهاي سرد بر چشم او قرار دهيد و از او بخواهيد كه يك تا پنج روز اين كار را انجام دهد .
3- به او بگوييد كه به مدت 5-1 روز در اتاقي تاريك استراحت كند.
